گنجور

شمارهٔ ۲۱

 
وحدت کرمانشاهی
وحدت کرمانشاهی » غزلیات
 

محرم راز خدایی دل دیوانه ماست

مخزن گنج نهان سینه ویرانه ماست

مشعل خور که فروزان شده بر صحن سپهر

پرتوی از مه رخساره جانانه ماست

باده افروز که خورشید می عقل فروز

هر سحر جلوه‌گر از مشرق پیمانه ماست

برو ای زاده افسرده که در محفل دوست

ما چو شمعیم و خلایق همه پروانه ماست

ما و تسبیح شمردن ز کجا تا به کجا

زلف پرچین بتان سبحه صد دانه ماست

آنچه از زلف بتان باز کند چین و شکن

تا کمند دل عشاق شود، شانه ماست

اندر این عرض و سماوات نگنجد وحدت

قلب تو عرش من است و دل تو خانه ماست

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.