گنجور

شمارهٔ ۱۴

 
وحدت کرمانشاهی
وحدت کرمانشاهی » غزلیات
 

ز دست عقل به رنجم بیار جام شراب

بنای عقل مگر گردد از شراب خراب

برو به کوی خرابات و می‌پرستی کن

که این کلید نجات است و آن طریق صواب

لطیفه‌های نهانی رسد به گوش دلم

ز صوت بربط و آهنگ چنگ و بانگ رباب

به یک تجلی حسن ازل ز بحر وجود

شد آشکار هزاران هزار شکل حباب

جهان و هرچه در او هست پیش اهل نظر

نظیر خواب و خیال است عکس ظل تراب

عجب مدار که شب تا به صبح بیدارم

عجب بود که در آید به چشم عاشق خواب

قرار و صبر ز عاشق مجو که نتواند

به حکم عقل محال است جمع آتش و آب

بیا و این من و ما را تو از میان بردار

که غیر این من و ما نیست در میانه حجاب

نبوده بی می و معشوق سال‌ها وحدت

به دور لاله و گل روزگار عهد شباب

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.