از فضل خدا، خدیو ایران
شاهی که جهان ازوست معمور
بلقیس زمانه را «سلیمان »
باشند زهم، همیشه مسرور
بر خوان عطای او نوالش
در کاسه گرفت دست فغفور
رفتند ز بیمش اهل آزار
بر خویش فرو چو نیش زنبور
از یاری حق نمود تعمیر
این گنبذ را بسعی موفور
گنبذ نه، که عالم روان راست
هم چرخ و، هم آفتاب پرنور
از حرمت اوست زائران را
طاعت مقبول و، جرم مغفور
این شکل صنوبری، جهان را
در سینه بود دلی پر از نور
صاحب نظری که، دیده دل
افگند براین مقام پرنور
برداشت چو «دیده »، گفت تاریخ:
«کعبه گردیده بیت معمور»
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به ستایش خداوند و پادشاهی ایران میپردازد که به واسطه او، جهان آباد و در صلح است. او پادشاهی مانند سلیمان را برای زمان خود معرفی میکند که مردم در سایه سلطنت او خوشحال و راضیاند. در ادامه، از رحمت و عطای او صحبت میکند و تأکید دارد که به خاطر وجود او، اهل آزار در ترس و وحشت هستند. شاعر به تعمیرات و دستاوردهای پادشاه اشاره میکند و بر نور و روشنایی قلب او تأکید دارد. در نهایت، اشاره میکند که این مکان به گونهای تبدیل به کعبه و مکانی مقدس شده است.
هوش مصنوعی: با لطف و رحمت خداوند، پادشاه ایران به قدری بزرگ و مناسب است که جهانیان به واسطه او در آسایش و رونق زندگی میکنند.
هوش مصنوعی: بلقیس در هر زمان، همانند سلیمان، باید در کنار هم باشند و همیشه خوشحال و شاداب زندگی کنند.
هوش مصنوعی: فغفور با دست خود، غذا و نعمتهای بخشیده شده از سوی او را در ظرفی گرفت.
هوش مصنوعی: افراد آزاردهنده به خاطر ترس از او، به خودشان آسیب میزنند؛ مانند نیش زنبور که بر خود میزند.
هوش مصنوعی: با کمک و یاری خداوند، این گنبد با تلاش فراوان ساخته و تعمیر شده است.
هوش مصنوعی: ای گنبد آسمان، ای عالم بینهایت! تو هم چرخش دورانی داری و هم نور درخشان خورشید.
هوش مصنوعی: به خاطر حرمت و عظمت اوست که زائران، اعمالشان پذیرفته میشود و گناهانشان مورد بخشش قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: این تصویر مخروطی شکل، در دل خود دنیایی دارد که مملو از نور و روشنی است.
هوش مصنوعی: کسی که با دیدگاهش، دلهای دیگران را به این مکان پربرکت و روشن معطوف کرده است.
هوش مصنوعی: زمانی که انسانها به جهان نگاه میکنند، تاریخ به آنها میگوید که کعبه به مرکزی پر رونق و مهم تبدیل شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای یار سرود و آب انگور
نه یار منی به حق والطور
معزول شده است جان ز هرچه
داده است بر آنت دهر منشور
می گوی محال ز آنکه خفته
[...]
از خلد گرفت بوستان نور
پیرایه و جامه یافت از حور
جامه ز حریر و حُلّه دارد
سرمایه ز لعل و درّ منثور
بودند چهار مه درختان
[...]
ای قصر رسالت تو معمور
منشورِ رسالت از تو مشهور
خدّام ترا غلام گشته
کیخسرو کیقباد و فغفور
در جمله کائنات گویند
[...]
دراجهٔ مشتری بدان نور
از راه تو گفته چشم بد دور
نزدیک توام مرا مبین دور
پهلوی منی مباش مهجور
آن کس که بعید شد ز معمار
کی گردد کارهاش معمور
چشمی که ز چشم من طرب یافت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.