گنجور

 
واعظ قزوینی

از زبان کلک نقاشان، شنیدم بارها

بی‌زبان نرم، کی صورت پذیرد کارها؟

سفله عالیشان، ز منصب‌های عالی کی شود؟

کی فزاید قدر خار از رفعت دیوارها

نیک‌خواهان در جهان مکروه طبع مردمند

جز تُرُش‌رویی نبیند شربت از بیمارها

شیوهٔ احسان مجو از سفلگانِ روزگار

نیست جای چشمه غیر از دامن کهسارها

مطلب این گوشه‌گیران، نیست جز شهرت که، گل

جلوه‌ای دیگر کند در گوشهٔ دستارها

نیست غیر از بار خاطر، راست‌گویان را به کف

از زبان راست میزان می‌کشد آزارها

بی‌خریداران سخن کی پخته گردد؟ زآن که هست

دیگ جوش کاسبان از گرمی بازارها؟

سرفرازی در جهان خواهی؟ به خود چندین مبند

راست نتواند شدن حمّال زیر بارها

نقطه‌سان هرکس چو واعظ فرد گردد از همه

عالمی گرد سرش گردند چون پرگارها

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
مولانا

در میان پرده خون عشق را گلزارها

عاشقان را با جمال عشق بی‌چون کارها

عقل گوید شش جهت حدست و بیرون راه نیست

عشق گوید راه هست و رفته‌ام من بارها

عقل بازاری بدید و تاجری آغاز کرد

[...]

امیرخسرو دهلوی

در خم گیسوی کافر کیش داری تارها

بهر گمره کردن پاکانست این زنارها

پرده بردار از رخی کان مایه دیوانگیست

کز دماغ عاقلان بیرون برد پندارها

فتنه و جور است و آفت کار زار حسن تو

[...]

سیف فرغانی

ای گل روی تو برده رونق گلزارها

در دل غنچه بسی حسن ترا اسرارها

گر بیاد روی تو آبی خورم در وقت مرگ

بی گل از خاک رهی سر بر نیارد خارها

گل که باشد پیش روی تو که او را چون گیاه

[...]

جهان ملک خاتون

ای عارض زیبای تو خندیده بر گلزارها

وز بوی زلف دلکشت آشفته شد بازارها

حال دل پر درد خود پنهان ز تو چون دارمش

سرّی ز تو پنهان بود؟ ای واقف اسرارها

از گلستان وصل او هستند هر کس با نصیب

[...]

جامی

گر نیابم بویی از وصل تو در گلزارها

همچو اشک خود به خون غلطم میان خارها

چون نقاب افکنده دیدت شاهد گل در چمن

کند ناخن ناخن از رشک رخت رخسارها

پیش خورشیدم چو دیواریست حایل هر رقیب

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از جامی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه