بسکه گردیدند همراهان ما دلگیر ما
کس بگرد ما نمی گردد، مگر زنجیر ما
برنگشتیم از جهان زانسان که رو وا پس کنیم
مزد نقاشی که مستقبل کشد تصویر ما
ما حساب خویشتن را با جهان کردیم پاک
زین بیابان خار خشکی نیست دامن گیر ما
قبضه شمشیر اگر نبود مرصع باک نیست
گوهر شمشیر ما بس، جوهر شمشیر ما
تانی کلکم شد از وصف لب او کامیاب
دیگر از شادی نمی گنجد شکر در شیر ما
بسکه ما را فکر شمشادش ز پا افگنده است
برنخیزد بی عصا فریاد از زنجیر ما
میکند ما را بزرگیهای دشمن تندتر
میشمارد کوه را سنگ فسان شمشیر ما
ما مرید جبه و دستار و کش و فش نه ایم
نیست واعظ جز نبی و آل پاکش پیر ما
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به احساس دلگیری و تنهایی همراهان خود اشاره میکند و بیان میکند که هیچکس به دور آنها نمیگردد جز زنجیر آنها. او از این که نمیتواند پشت به دنیا کند و به نقاشی آیندهاش فکر کند، ابراز نارضایتی میکند. شاعر به این نکته اشاره دارد که خود را از هستی پاک کرده است و دچار مشکلات سختیها میشود. او به قدرت و ارزش شمشیر خود اشاره میکند و میگوید که زیبایی و خوشی در عشق و محبت نیست. در ادامه، شاعر به بزرگی دشمنان و تاثیر آنها بر خود اشاره میکند و از اینکه واقعاً پیرو هیچکس جز پیامبر و اهل بیت نیست، سخن میگوید.
هوش مصنوعی: همچنان که همراهان ما از ما ناامید و دلگیر شدهاند، هیچکس به دور ما نمیچرخد، مگر اینکه به زنجیر وابستگی ما گرفتار باشد.
هوش مصنوعی: ما از این دنیا به خاطر انسانها بازنگشتیم تا تصویر خود را که نقاشی آینده میکشد، زیر سؤال ببریم.
هوش مصنوعی: ما به حساب خودمان رسیدگی کرده و از دنیا دور شدهایم، در این دنیای بیثمر و پر از مشکلات، دیگر چیزی نمیتواند ما را گرفتار کند.
هوش مصنوعی: اگر تیغه شمشیر زینت نداشته باشد، نگرانیای نیست؛ زیرا ارزش واقعی شمشیر ما، خود جوهر و خصوصیت آن است.
هوش مصنوعی: همه شما به خوشبیانی و زیبایی لبان او رسیدهاید و دیگر از شادمانی نمیتوان در شکر و شیر ما گنجاند.
هوش مصنوعی: ما به قدری درگیر فکر و خیال او هستیم که حتی از پا افتادهایم و نمیتوانیم بدون عصا بلند شویم. صدای ما به مانند زنجیری است که ما را گیرا نگه داشته است.
هوش مصنوعی: دشمنی که در برابر ماست، ما را ناچیز میداند و بزرگتر میانگارد. اما در واقع، ما بسیار قویتر از آنچه او تصور میکند هستیم، همچون کوه که از سنگهای سخت تشکیل شده است و به راحتی نمیتوان آن را شکست.
هوش مصنوعی: ما پیرو ظاهر و لباس و مراسم نیستیم؛ تنها راهنمای ما پیامبر و خاندان پاک او هستند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خرقه رهن خانه ی خمّار دارد پیر ما
ای همه رندان مرید پیر ساغر گیر ما
گر شدیم از باده بدنام جهان تدبیر چیست
همچنین رفتست در عهد ازل تقدیر ما
سرو را باشد سماع از ناله ی دلسوز مرغ
[...]
ره، خرابات است و درد سالخورده، پیر ما
کس نمیداند به غیر از پیر ما، تدبیر ما
خاک را از خاصیت اکسیر اگر، زر میکند
ساقیا میده، که ما، خاکیم و می، اکسیر ما
ما که از دور ازل مستیم و عاشق، تا کنون
[...]
مایل عشق خرابات است عقل پیر ما
تا چه آرد بر سر ما پیر بیتدبیر ما
من به جز تقدیر تدبیری ندارم عشق را
این چنین رفته است گویی در ازل تقدیر ما
عشق را اکسیر گویند، وجهی ظاهرست
[...]
دوش از مسجد سویِ میخانه آمد پیرِ ما
چیست یارانِ طریقت بعد از این تدبیرِ ما؟
ما مریدان روی سویِ قبله چون آریم چون؟
روی سویِ خانهٔ خَمّار دارد پیرِ ما
در خراباتِ طریقت ما به هم منزل شویم
[...]
ما مرید راه عشقیم و جوانان پیر ما
التفات خاطر پیران بود تدبیر ما
زآب چشم ما کند زنجیر سازی باد آه
تا کشد سرو قدت را پای در زنجیر ما
«والضحی » باشد کنایت زان دوزخ «والشمس » نیز
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.