چه دوداست آن ترا بر گرد لب از خط ریحانی
گرفتت باغ حسن آتش مگر ز آن لعل رمانی
بیاد خال او تار نگه در دیده ام گردد
بگرد مردمک دایم چو زنار سلیمانی
از آن لب گر سخن مشکل برآید، هست حق با او
که بر آتش زدن از کس نمی آید بآسانی
سبکتر گو نگاه عجز در رخسار او گردد
که آن گلشن عرق بندی شده است از چین پیشانی
چه آبادی طمع میداری از ملک دلی کآنجا
ز هر سو برنخیزد دودی از آه پشیمانی؟!
نمیگیرد بجز دست تهی دامان دولت را
بمشتاقان دنیا مال دنیا باد ارزانی
ز یمن ترک، ما را چون سلیمان تخت آسایش
روان در اوج همت شد، بباد دامن افشانی
مرا سرگشتگی، دست از گریبان بر نمیدارد
بسنگ من، فلاخن گشته زنار سلیمانی
گر اوراق حواس خویش را شیرازه میخواهی
مده واعظ ز کف هرگز سر زلف پریشانی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و جذبه یک معشوق پرداخته و احساسات شاعر را نسبت به او بیان میکند. شاعر از چهره و لب معشوق سخن میگوید و به شدت تحت تأثیر زیبایی او قرار دارد. در شعر به موانع عشق و دلتنگی نیز اشاره شده و تاکید میشود که دستیابی به خوشبختی و آرامش در عشق دشوار است و محصلین عشق با مشکلاتی مواجه هستند. شاعر در نهایت به سرگشتگی و نداری خود در عشق اشاره میکند و نسبت به وضعیت خود و دنیای عشق دلسردی را بیان میکند.
هوش مصنوعی: چه بویی ناشی از لبهای توست که مانند دودی بر فضا پخش شده است. از گلهای خوشبو باغ زیباییات، آتش عشق و زیباییات به جانم افتاده است، آیا این زیبایی از آن لعل دلربایت نیست؟
هوش مصنوعی: به خاطر خاطره زیبای او، تار چشمم همیشه در حال چرخش است، مانند نوار سلیمانی که دور مردمک میپیچد.
هوش مصنوعی: اگر از آن لب سخنی پیچیده خارج شود، حق با او است که میداند چطور به سادگی دیگران را به دردسر بیندازد.
هوش مصنوعی: نگاه عاجزانه به چهره او باعث میشود که سبکتر شود؛ چرا که آن چهره مانند گلشن زیبایی است که عرقی از چینهای پیشانیاش چکیده است.
هوش مصنوعی: آیا از دلی که در آن هیچ نشانهای از خوشحالی وجود ندارد و به جای آن، تنها اندوه و حسرت به چشم میخورد، امیدی به خوشبختی و آبادانی داری؟
هوش مصنوعی: فقط کسانی که چیزی ندارند میتوانند به دولت و نعمتهای دنیا دست یابند، زیرا مال و ثروت دنیا به آنهایی که به آن وابستهاند، به راحتی نمیرسد.
هوش مصنوعی: به خاطر یمن ترک، ما مانند سلیمان آرامش و آسایش را به دست آوردیم و با توانمندی و ارادهامان، به اوج رسیدیم و حالا با افشانی دامن، به اوج شکوه و زیبایی رسیدهایم.
هوش مصنوعی: من همیشه در سردرگمی و بلاتکلیفی هستم و این وضعیت به راحتی از من دور نمیشود. حالتم به گونهای است که مانند یک سنگ، به جای یک شخص آزاد، بار سنگینی را بر دوش میکشم.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی نظم و ترتیب حواس خود را حفظ کنی، هرگز به نصیحتهای واعظ اعتماد نکن و از او پیروی مکن، زیرا او به هیچعنوان نمیتواند مشکلات و پریشانیهای درونت را حل کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ازو بی اندهی بگزین و شادی با تن آسانی
به تیمار جهان دل را چرا باید که بخسانی؟
ایا خوشتر ز جان و دل! همه رنج دل و جانی
به رنج تن شدم خرسند اگر دل را نرنجانی
شود بی جان تنم یکسر چو تو لختی بیازاری
تن از آزار جان پیچد تنم را زین قبل جانی؟
اگر چه جانی از انسی همیشه بر حذر باشد
[...]
نگارا ماه گردونی سوارا سرو بستانی
دل از دست خردمندان به ماه و سرو بستانی
اگر گردون بود مرکب به طلعت ماه گردونی
وگر بستان بود مجلس به قامت سرو بستانی
به آن زلفین شورانگیز مشک اندوده زنجیری
[...]
مسلمانان مسلمانان مسلمانی مسلمانی
ازین آیین بیدینان پشیمانی پشیمانی
مسلمانی کنون اسمیست بر عرفی و عاداتی
دریغا کو مسلمانی دریغا کو مسلمانی
فرو شد آفتاب دین برآمد روز بیدینان
[...]
زهی جاهت فریدونی ، زهی ملکت سلیمانی
به عون تو مسلم شد ز هر آفت مسلمانی
غلط گفتم ، خطا کردم، کجا آید به چشم اندر
تو را جاه فریدونی، تو را ملک سلیمانی؟
نجوید دهر جز از رسم تو آثار فرخنده
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.