واعظ قزوینی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۶۰۵
مجموعهای کاملتر و معتبرتر از اشعار ترکی را در وبگاه مین سؤز خواهید یافت.
اگر گللر غمیندینک دور چمنده بلبل افغانی
کیمونگ عشقیندینک آیا چاک دور گللر گریبانی
سننک گل تک جمالنک بیر نظر تا پرده سیز گوردی
گوزوم هر لاله سیرابه تو شدی قیندی قانی
گیچه سیلاب تک گرداغه دورماز طاش طاش اوسته
قیامت قامتی تانیلسونک بو اپریمیش جانی
اونینچون سرنگون بخت سیاهم تک مشوش دور
که اول یوزین اوزاق توشمیش سر زلف پریشانی
حسد دین چاخنشوللر بیر بیره داغده قراطاشلر
یوزین عکسی اوله گر بیر نفس آیینه مهمانی
سراسر بو نیاز و عجز دور، اول ناز و استغنا
دگر حسنونک سراپا سینه عشقونک چشم گریانی
جهانده گورمدوک واعظ بیزوم مجنون تکی عاقل
که ال دین وئرمَدی بیر لحظه هرگز دشت دامانی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به شک و تردید در عشق و زیبایی میپردازد. شاعر به گل و بلبل اشاره میکند و میگوید که زیبایی و عشق در دل او جاری است. او میبیند که محبوبش با یک نگاه میتواند دل او را به لرزه درآورد و در عین حال، غم و حسد در اطراف او وجود دارد. شاعر از بدبختی و مشوشی بخت خود شکایت میکند و عشق را به عنوان نیازی عمیق و غیرقابل انکار معرفی میکند. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که عشق و جنون دو جنبه از یک واقعیت مشترک هستند که در زندگی بشر وجود دارد.
اگر بلبل به گرد چمن بر سر گلها فریاد میکشد از غم توست. گریبان گلها از عشق چه کسی چاک است؟
چشمم تا بیپرده زیباییِ گلمانندت را یک نگاه دید مانند هر لالهٔ سیراب خونش ریخته شد.
هوش مصنوعی: در این شعر، به زیبایی و شگفتی یک سرزمین و طبیعت آن اشاره میشود. تصویرسازی از چشمههای آب و دشتها، نشاندهنده طراوت و زندگی است. همچنین، احساساتی از عشق و شگفتی به وجود میآید که به مانند روز قیامت، عظمت و زیبایی خاصی دارند. شاعر به نوعی جاذبه و سحر طبیعت اشاره میکند که روح انسان را متأثر میسازد و او را به تأمل و تفکر وامیدارد.
برای او بخت سیاه سرنگونم تنها و پریشان است که آن چهره در دور سر زلف پریشان را لمس کرده است.
هوش مصنوعی: حسد، همچون آینهای است که هر کس را به دیگری میکشد و چهرهی او را برایش به نمایش میگذارد. افراد حسود در دلسردی و بیطمانینی به سر میبرند و به همین خاطر نمیتوانند از زندگی خود لذت ببرند.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف حالات مختلف عشق و وابستگی میپردازد. در آغاز، نشاندهندهٔ نیاز و ناتوانی است که از دوری معشوق احساس میشود. سپس به زیبایی و مغروری معشوق اشاره دارد و در نهایت به حالتی میرسد که دل پر از عشق و اشک است. این تغییرات احساسات نشاندهندهٔ عمق و پیچیدگی عشق انسانی است.
واعظ! در جهان عاقلی مانند مجنون ندیدیم که هرگز برای یک دم هم دامان دشت را از دست نداد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ازو بی اندهی بگزین و شادی با تن آسانی
به تیمار جهان دل را چرا باید که بخسانی؟
ایا خوشتر ز جان و دل! همه رنج دل و جانی
به رنج تن شدم خرسند اگر دل را نرنجانی
شود بی جان تنم یکسر چو تو لختی بیازاری
تن از آزار جان پیچد تنم را زین قبل جانی؟
اگر چه جانی از انسی همیشه بر حذر باشد
[...]
نگارا ماه گردونی سوارا سرو بستانی
دل از دست خردمندان به ماه و سرو بستانی
اگر گردون بود مرکب به طلعت ماه گردونی
وگر بستان بود مجلس به قامت سرو بستانی
به آن زلفین شورانگیز مشک اندوده زنجیری
[...]
مسلمانان مسلمانان مسلمانی مسلمانی
ازین آیین بیدینان پشیمانی پشیمانی
مسلمانی کنون اسمیست بر عرفی و عاداتی
دریغا کو مسلمانی دریغا کو مسلمانی
فرو شد آفتاب دین برآمد روز بیدینان
[...]
زهی جاهت فریدونی ، زهی ملکت سلیمانی
به عون تو مسلم شد ز هر آفت مسلمانی
غلط گفتم ، خطا کردم، کجا آید به چشم اندر
تو را جاه فریدونی، تو را ملک سلیمانی؟
نجوید دهر جز از رسم تو آثار فرخنده
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.