گنجور

 
واعظ قزوینی

بر کتاب دل نوشتم تا خط عشقت جلی

می‌کنند اطفال روز و شب، به گردم جدولی

می‌کند درد سر دولت ز فرط اشتیاق

جبهه کرسی‌نشینان جهان را صندلی

نسبت تن‌پروران، تن‌پروری می‌آورد

هست از آن مایل به خوابیدن، ز گل‌ها مخملی!

از تأهل تنگدستان را، حذر کردن خطاست

می‌شود رزق نظر افزون، ز فیض احولی

قید عریانی است سربار علایق، مرد را

بیشتر محتاج پوشش می‌کند سر را کلی

ما ازین دیوان مردم رو، به وحشت رسته‌ایم

می‌کند بر ما کمند وحدت ما مندلی

پای غم لرزد، به این دلچسبی از خاطر مرا

بس که شد ز آمد شد یاد جمالت، صیقلی

کار می‌باید، ز حرف و صوت ناید هیچ کار

از ولی گفتن، کسی هرگز نمی‌گردد ولی!

دستگیری نیست غیر از مرتضی واعظ از آن

وقت افتادن نیاید بر زبان جز یا علی

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
سوزنی سمرقندی

ای که در ملک سیادت خسرو دریا دلی

مفخری بر عترت مختار بی آل ولی

هر حدیث از لفظ تو دریست از دریای لفظ

از دل دریا برآید در تو دریا دلی

زینت آل حسین بن علی المرتضی

[...]

خواجوی کرمانی

دوش برطرف چمن گلبانک می زد بلبلی

می فکند از ناله هر دم در گلستان غلغلی

کانک زیر گنبد نیلوفری دارد وطن

از گلندامی ندارد چاره و ما از گلی

محمل ما را درین وادی کجا باشد نزول

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از خواجوی کرمانی
کمال خجندی

ای گل روی ترا چون من بهر سو بلبلی

از تو دارد این مثل شهرت که شهری و گلی

می کند در دور حسنت دل همه وقتی خروش

وقت گل هرگز نباشد بلبلی بی غلغلی

زلف بر رخ به تشویش است ز آه سرد ما

[...]

جلال عضد

سرگذشتی بشنو از من داشتم وقتی دلی

نیک رایی، مقبلی، دانش پرستی، عاقلی

دستگیرم بود همچون عقل در هر حالتی

روشنایی بخش همچون شمع در هر محفلی

از قضا ناگاه دیدم دلبری در رهگذار

[...]

اهلی شیرازی

میر شمس الدین محمد چون برین در سر نهاد

لطف یزدان دادش آخر اینچنین سر منزلی

در پناه ام کلثوم از وثوق خدمتست

زانکه بود آن اهل دل از روی معنی مقبلی

لاجرم گویند خلق از بهر تاریخ وفات

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه