شمشاد چیست تا کند آن زلف شانه اش؟!
آیینه کیست؟ تا تو نهی پا به خانه اش
آن رنگ دلفروز که من دیده ام ز تو
هرکس تو را برد، فتد آتش بخانه اش
گر بگذری ز کشت، بآن خال عنبرین
بیرون چو مور، میدود از خاک دانه اش
جز بخت من، کسی ز دیار تو برنگشت
هر قاصدی که سوی تو کردم روانه اش
از بسکه زنگ از دل و دیوار و در بری
هر جا که پا نهی، کنی آیینه بخانه اش
واعظ ز یمن فقر، بهر محفلی که رفت
بالانشین صدر شود آستانه اش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد و از نمادهایی مانند شمشاد و آیینه استفاده میکند. شاعر به نحوی از زیبایی چهره و موی معشوق سخن میگوید و از تاثیر آن بر دیگران و فضای اطرافش اشاره دارد. او همچنین از ناامیدی خود در عشق و بیخبری دیگران از او میگوید و نوعی حسرت و از دست رفتگی را در اشعارش احساس میشود. این شعر نشاندهنده عشق، زیبایی و عمیقترین احساسات انسانی است.
هوش مصنوعی: این بیت به معرفی و توصیف زیبایی و ظرافت میپردازد. در آن به زلفهایی اشاره میشود که مانند شمشاد نرم و لطیفاند و این زلفها به راحتی شانه میشوند. همچنین به آیینهای اشاره میشود که هیچکس نمیتواند پا به آن بگذارد، که به معنای مقدس بودن و غیرقابل دسترس بودن آن اشاره دارد. در کل این بیان نشاندهنده زیباییهای باورنکردنی و ستایش از ظرافت و شکوه است.
هوش مصنوعی: هر کسی که زیبایی و جذابیت تو را دیده، دچار شعلهور شدن عشق و اشتیاق میشود و این احساسات او را به آتش میکشد.
هوش مصنوعی: اگر از دشت و کشت بگذری، آن خال زیبای عطرآگین، همچون موری که از خاک دانهاش میدود، به بیرون میآید.
هوش مصنوعی: جز بخت بد من، هیچکس از دیار تو برنگشته است؛ هر پیامآوری را که به سوی تو فرستادم، بازنگشته است.
هوش مصنوعی: هر کجا که پا بگذاری، فریاد و صدا از دل و دیوار و در به گوش میرسد و هر کس در آنجا باشد، تصویری از خود را خواهد دید.
هوش مصنوعی: واعظ، به خاطر فقر و تنگدستیاش، هر جا که میرود به جایگاه والایی میرسد و مانند یک پیشوای محترم مورد احترام قرار میگیرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کو مطربی که مست شوم از ترانه اش
دامن کشم ز صحبت عقل و بهانه اش
امشب حکیم مجلس ما شرح باده گفت
چندانکه چشم عقل غنود از فسانه اش
خاک در سرای مغانم که تا ابد
[...]
هر رهروی که شوق تو سازد روانه اش
ازموج خود چوآب بود تازیانه اش
مرغی است روح، قطره می آب و دانه اش
دل توسنی است ناله نی تازیانه اش
هر دم هزار بوسه طلب رابه گفتگو
[...]
ای دل هوای نفس کند خانهات خراب
ای خانومانخراب حذر از افسانهاش
با آنکه پاک چشم بد و پاک زو حباب
آخر هوا به آب رسانید خانهاش
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.