گنجور

 
واعظ قزوینی

با خلق همنشین و، از ایشان رمیده باش

مضمون دلنشین ز خاطره پریده باش

از خود چنان مرو، که دگر رو به پس کنی

از چشم خویش همچو سرشک چکیده باش

غافل مشو ز دشمنی خویش، یک نفس

بر فرق خود، همیشه چو تیغ کشیده باش

از تندی ستیزه دشمن متاب روی

چون خون گرم بردم خنجر دویده باش

واعظ ز بیم دشمنی اهل روزگار

از چهره زمانه چو رنگ پریده باش

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
صائب تبریزی

در جلوه گاه حسن، سراپای دیده باش

در پیش زنگی آینه زنگ دیده باش

در جویبار عقل به لنگر خرام کن

در بحر عشق کشتی طوفان رسیده باش

در جستجوی خانه در بسته است فیض

[...]

جویای تبریزی

ای دل هم آرمیده و هم می رمیده باشد

آه به باد رفته و اشک چکیده باش

جمعیت دل ار طلبی راه درد گیر

یعنی به رنگ غنچه گریبان دریده باش

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه