شمع وصلت هرکه را شب خانه روشن میکند
روزنش در خانه، کار چشم دشمن میکند
تازه شد داغ کهن بر دستم از بس سوده شد
آستین بر آتش من کار دامن میکند
کاش در میخانه هم خالی کند پیمانهای
آنکه قندیل حرم را پر ز روغن میکند
باد اگر بر سایه دیوار گلشن میوزد
بلبل از کنج قفس بنیاد شیون میکند
میکند خار گل ناچیده از دستم برون
تنگ چشمی بین که با من چشم سوزن میکند
خانهام میسوزد و همسایهام آگاه نیست
ای خوش آن آتش که دودش میل روزن میکند
حرف صلح کل زند قدسی عجب دیوانهایست
عالمی را بیسبب با خویش دشمن میکند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف احساسات عمیق خود در مورد عشق و روابط انسانی میپردازد. او به تأثیرات شمع عشق، که روشنایی را به خانهها میآورد، اشاره میکند و متوجه میشود که این عشق چگونه میتواند چشم دشمنان را برانگیزد. داغی که بر دل دارد، ناشی از سوختنهای مکرر عشق است و او آرزو دارد که هرچند در میخانه، اندکی شادی و آرامش پیدا شود. همچنین از بیتوجهی همسایگان در برابر آتش سوزان خانهاش گلایه میکند و به نوعی بیتفاوتی آنها اشاره دارد.
شاعر در نهایت به این نتیجه میرسد که کسیکه صلح میجوید و به دنبال سازش است، ممکن است در درون خود دیوانه باشد، چرا که جنگ و دشمنی در دنیای انسانها به راحتی جریان دارد و بدون دلیل، میتواند آتش نفرت را برافروزد. این اشعار، ترکیبی از احساسات عشق، درد، بیتفاوتی و روانشناسی اجتماعی را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: هر کسی که به عشق تو در شب، شمع وصالت را روشن میکند، در روزی که در خانهاش نور میتابد، چشمان دشمنانش را با ناراحتی پر میکند.
هوش مصنوعی: درد قدیمیام دوباره تازه شده و اینقدر دستم در آتش قرار گرفته که آستینم سوخته است. حالا دامنم هم درگیر این مشکل شده است.
هوش مصنوعی: ای کاش آن کسی که میتواند چراغ حرم را با روغن پر کند، در میخانه هم برای empty کردن پیمانهای تلاش کند.
هوش مصنوعی: اگر باد به سمت سایهی دیوار باغ گل میوزد، بلبل هم از گوشهی قفسش شروع به شکایت و ناله میکند.
هوش مصنوعی: خار گل، که به طور بیاهمیت و نادیده از چنگ من رها شده، به چشم کوچک فردی مینگرد که با نگاهش، عمق اندوه و سوزش من را احساس میکند.
هوش مصنوعی: خانهام در آتش میسوزد و همسایهام از این موضوع خبر ندارد. چه خوب است که این آتش، دودش به روزنهها میرسد و توجه کسی را جلب میکند.
هوش مصنوعی: پیام این بیت اشاره به این دارد که کلامی که درباره صلح و آرامش صحبت میکند، چقدر عجیب و غریب است. در دنیایی که بسیاری بدون دلیل با یکدیگر دشمنی میکنند، این دیوانگی قابل توجه است. وجود چنین دشمنیهایی در جامعه نشاندهنده ناتوانی انسانها در فهم و پذیرش صلح است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شاه عالم روز کین چون قصد دشمن میکند
تیغش از یک تن دو و تیر از دو یک تن میکند
شاه شاهان جهان آنکو به گرز گاوسار
شیرمردان را به گاه حمله چون زن میکند
سرور گردنکشان سلطان نظام ملک و دین
[...]
وقت گل خوش آن که جا بر طرف گلشن میکند
دیده را زآب روان و سبزه روشن میکند
خانه دل را که از دود زمستان تیره بود
در حریم بوستان از دیده روزن میکند
همچو نرگس مینهد بر کف به عشرت جام می
[...]
دیدهها را چهرهٔ گلرنگ گلشن میکند
روی آتشناک، شمع کشته روشن میکند
بیحجابی بر فروغ حسن باد صرصرست
شرم، خوبی را چراغ زیر دامن میکند
خانه چشم زلیخا شد سفید از انتظار
[...]
از فروغ چهره، گلخن را چو گلشن میکند
از نگاه گرم، شمع کشته روشن میکند
گر به دامانم غباری نیست از خاک رهش
این همه گرمی چرا اشکم به دامن میکند
حسن او از گریهٔ من دارد این رونق، که آب
[...]
موج اشکم ابر را آلوده دامن میکند
شعلة آهم چراغ برق روشن میکند
صحبت رنگین من مشکل که درگیرد به دوست
من به دامن خون دل او گل به دامن میکند
نالهام در سینه میپیچد به یاد روی دوست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.