دلخوردنی ز مال، به اهل غنا رسد
کاهیدنی ز دانه، به سنگ آسیا رسد
آگه نبیند اهل تنعم ز مغز کار
کی استخوان و گر نه بمسکین هما رسد؟
گر نعمت جهان، همه قسمت شود بخلق
آسودگی بمردم بیدست و پا رسد
دولت بزیر تیغ سمورم نشانده است
شاید که راحتی ز نی بوریا رسد
درپا نه ناتوانیم از ضعف پیری است
پا سست کرده تن، که اجل از قفا رسد
صندل ز اغنیا، سر بی درد سر ز ما
دنیا به شاه و راحت دنیا به ما رسد
دولت ز اهل دولت و غیرت ز اهل دل
بازی بکودکان و تماشا به ما رسد
بستند بار خود همه زین کهنه آسیا
واعظ ستاده ایم، که نوبت به ما رسد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی نابرابریهای اجتماعی و مالی در جامعه میپردازد. شاعر به این نکته اشاره میکند که ثروت و نعمتهای دنیا به افراد ثروتمند میرسد و افراد نیازمند و بیپناه، همواره در سختی و فقر به سر میبرند. او میگوید باوجود اینکه دنیا میتواند به همه قسمت شود، در واقع آسایش و راحتی تنها به اقلیتی خاص اختصاص دارد. همچنین شاعر به ناتوانی و ضعف ناشی از پیری اشاره میکند و میگوید که زندگی برای عدهای از افراد حاکم و ثروتمند بیدرد و راحت است، در حالی که دیگران در زحمات و مشکلات به سر میبرند. او به تماشای این نابرابریها پرداخته و به آدمهای بیدخلت و بیخیال نقد میکند که فقط نظارهگر این وضعیت هستند.
هوش مصنوعی: آدمهای ثروتمند به راحتی از مال و ثروت دلخوش نمیشوند، در حالیکه برای مردم بیبضاعت، حتی کمترین مسائل هم میتواند تبدیل به دشواریهای بزرگ شود.
هوش مصنوعی: اگر لذتجوها از عمق کار آگاه نباشند، چگونه میتوانند بفهمند که در پس زحمت، چه چیزی نهفته است؟ در غیر این صورت، چگونه میتواند به بینواها برسد؟
هوش مصنوعی: اگر تمام نعمتهای جهان بین مردم تقسیم شود، آسایش و راحتی به افرادی که هیچکاری از دستشان برنمیآید، نخواهد رسید.
هوش مصنوعی: شانس و سرنوشت مرا در زیر تیزاب سمور قرار داده است، شاید با این وضعیت بتوانم از زحمت و رنج نجات یابم و به آرامش برسم.
هوش مصنوعی: ما از ناتوانی پاهایمان ناشی از پیری هستیم و بدن هم ضعیف شده، زیرا مرگ به ما نزدیک است و میتواند هر لحظه سر برسد.
هوش مصنوعی: صندل و کفشهای زیبا و گرانقیمت متعلق به ثروتمندان است، اما ما بیدردسر زندگی میکنیم. در حالی که دنیا به شاهان و قدرتمندان تعلق دارد، راحتی و آسایش واقعی به ما میرسد.
هوش مصنوعی: خوشبختی و موفقیت از آن کسانی است که در دولت و مسوولیت هستند و غیرت و شجاعت از آن افرادی است که با دل و احساس عمیق زندگی میکنند. برخی در زندگی مثل کودکان بازی میکنند و ما فقط نقش تماشاگر را داریم.
هوش مصنوعی: همه آماده شدهاند تا بار خود را به دوش بزنند و از این شرایط قدیمی رهایی یابند، و ما در حال انتظاریم تا نوبت به ما برسد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ملکست محبت تو و خلقیست منتظر
این کاردولتست کنون تا کرا رسد
من خود کیم که صافی وصلش طمع کنم
اینم نه بس که دردی دردت بمارسد
جانا حدیث عشق چه گویی کجا رسد
آیا بود که نوبت وصلت به ما رسد؟
تا من کیم که صافی وصلت کنم طمع
اینم نه بس که دُردیِ دَردت به ما رسد؟
خاک درت به دیده رسد بی گزاف نیست
[...]
ملکست وصل تو بچو من کس کجا رسد
واین مملکت کجا بمن بینوا رسد
وصل ترا توانگر و درویش طالبند
وین کار دولتست کنون تا کرا رسد
در موکب سکندر بودند خلق واو
[...]
هر دم ز عشق، بر دل من صد بلا رسد
آری، بدور حسن تو اینها مرا رسد
جانم بلب رسید در این محنت و هنوز
تا کار دل ز دیدن رویت کجا رسد
انعام عام تو همه را میرسد، چه شد
[...]
هر لحظه بر دلم ز تو گر صد بلا رسد
از هر بلا به درد دلم صد دوا رسد
هر صبح مژده میرسدم با صبا ز یار
خوش وقت آن سحر که خودش با صبا رسد
لرزد همیشه بر تن او پیرهن ز باد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.