چشم شوخم در رخ او خیرگی بسیار کرد
خط از آن رو خار بستی گرد آن گلزار کرد
مو بمو برداشت، انگشت، از خط مشکین رخش
با دل ما آنچه نازش کرده بود، اقرار کرد
خوش تماشائی است درگلزار حسن نو خطی
خار هرجا گل کند، اینجا ولی گل خار کرد
نیست برگرد عذارش خط، که از طومار حسن
حلقه نام خویشتن را آن گل رخسار کرد
سر زلفش در میان بود، آمد آن خط سر زده
عیش را بر واعظ بیچاره زهر مار کرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت یک معشوق اشاره میکند که با خیره شدن به چهرهاش و بررسی خطوط روی صورتش، دل عاشق را به تنگ آورده است. معشوقی که مانند گلی در باغ زیبایی خود نمایی میکند، اما در عین حال به خاطر جذابیتش، درد و رنجی برای عاشق به همراه دارد. شاعر از خطهای صورت معشوقش و زلفهایش صحبت میکند و بیان میکند که زیبایی او تأثیری عمیق بر روح و جانش داشته است. در نهایت این زیبایی و عشق، زندگی عاشق را به شدند سخت و شیرین کرده است.
هوش مصنوعی: چشم من به چهره او خیلی خیره شده است و از آن تصویر، خطی را بر روی او کشیدهام، مانند خاری که دور یک گلزار قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: مو به مو بررسی کرد، انگشت خود را از روی خط زیبای چهرهاش برداشت و دل ما به آنچه که او با نازش بیان کرده بود، اعتراف کرد.
هوش مصنوعی: دیدن زیباییها در باغ گل بسیار دلپذیر است، اما هر جا که گلی میروید، اینجا گلی کمرنگ و خاری وجود دارد.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به زیبایی و خلوص یک معشوق اشاره میکند. او میگوید که زیبایی معشوق آنقدر برجسته و خاص است که نمیتوان آن را در هیچ کجا و هیچ زمان دیگری یافت. با چنین توصیفی، به زیبایی او میبالد و اشاره میکند که این زیبایی مانند یک اثر هنری بینظیر است که در هیچ خط و نوشتهای نمیتوان آن را تعبیر کرد.
هوش مصنوعی: آن موهای زیبا و افسونگر در میان سرش بود که ناگهان آن خط زیبا و دلربا، شادیاش را برای واعظ ناتوان به زهر مار تبدیل کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ماه فروردین جهانرا از در دیدار کرد
ابر فروردین زمین را پر بت فرخار کرد
باد گویی نافه های تبتستان بردرید
باغ گویی کاروان شوشتر آوار کرد
گلبن سرخ آستین صد ره پر یاقوت کرد
[...]
آن همه دعوی که اول عقل دعوی دار کرد
دید چون رویت به عجز خویشتن اقرار کرد
رنج بیداری شبهای غم روشن نبود
خفته بودم پیش ازین، هجر توام بیدار کرد
سجه گر زنار شد بر مشکن، ای پرهیزگار
[...]
حسن روی حور جنت را فلک اظهار کرد
چون رخ خوب تو دید از کعبه استغفار کرد
وه چه کافر بود آن کز دیر مست آمد برون
بهر قیدم رشته تسبیح را زنار کرد
باغبان تا کرد تشبیه دهانش غنچه را
[...]
باز شمعم خانه روشن، کوری اغیار کرد
عاقبت دود چراغ شب نشینان کار کرد
صد هزاران عاشق گل گشت و کس آهی نزد
مدعی از زخم خاری شکوه بسیار کرد
در سر بازار حسنش گل خریداری نیافت
[...]
شمع، دوش از ناله من گریه بسیار کرد
غالبا سوز دل من در دل او کار کرد
حال دل می داند آن شوخ و تغافل می کند
این سزای آنکه سر عشق را اظهار کرد
ناله من این همه زان ماه خوش رفتار نیست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.