نه همین صبح از غمم پیر است
بهر من شام نیز دلگیر است
ناله من، ز ناتوانی ها
بی صداتر از آب تصویر است
مرو از ره به مهربانی خصم
گرمی خصم، چون تب شیر است
مال افزون، در آن فساد کند
دل پرحرص، معده سیر است
خوش به در میزنند یک یک خلق
آن سپنجی سرا چه دلگیر است
سرنوشت فنای گیتی را
آسمان و زمین زبر زیر است
گر بود پاک، شصت اخلاصت
از تو تا عرش یک سر تیر است
تا نیفتی ز پا، نمی خیزی
که خرابی بنای تعمیر است
این جهان محبس است و ما محبوس
نه فلک، حلقه های زنجیر است
هست سر رشته در کف تقدیر
فکر روزی، نه کار تدبیر است
چون نباشد تمام چشم امید؟
واعظ ما تمام تقصیر است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بیان اندوه و ناامیدی خود میپردازد. او احساس میکند که غم و درد زندگی باعث پیر شدن او شده و هرچند دلش از مشکلات و ناتوانیها مینالد، اما صدایش هم کمشنیده میشود. او از خصم میترسد و میگوید که ثروت و مال در دنیای فاسد نمیتواند دل انسان را شاد کند. دنیا را مانند زندانی برای انسانها میداند و بر این باور است که سرنوشت هر کس در دست تقدیر است و تدبیر انسانها نمیتواند آن را تغییر دهد. در نهایت، شاعر به ناامیدی از امید و روزی اشاره میکند و میگوید که اگر امیدی نباشد، عذر تمامی گناهان بر عهده واعظان است.
هوش مصنوعی: این صبح به خاطر غم من، همچون یک فرد پیر به نظر میرسد و حتی شام هم برای من حال و هوای دلگیری دارد.
هوش مصنوعی: نالههایم به خاطر ناتوانیهایم، از صدای آرام آب هم کم صداتر است.
هوش مصنوعی: به کسی که با مهربانی رفتار میکند و ظاهراً دوست است، اطمینان نکن، زیرا ممکن است درونش مانند تب شیر سوزان باشد و در واقع خصم و دشمنی پنهان کند.
هوش مصنوعی: مال زیاد موجب فساد و از بین رفتن خوبیهای دل میشود، زیرا فردی که حریص است، هر چقدر هم که شکم پر داشته باشد، باز هم سیر نمیشود.
هوش مصنوعی: مردم یکی یکی به در میآیند و با شوق به مهمانی میزنند؛ اما در دل، فضای آن مکان بسیار غمانگیز و دلگیر است.
هوش مصنوعی: سرنوشت نابودی جهان زیر نظر آسمان و زمین است.
هوش مصنوعی: اگر نیّتت خالص باشد، صداقت و اخلاصی که داری تا آسمان یک تیرِ مستقیم است.
هوش مصنوعی: تا زمانی که زمین نیفتی و به مشکل نخوردهای، هیچ تلاشی برای بهبود اوضاع نمیکنی؛ زیرا تعمیر و بهسازی وقتی رخ میدهد که خرابی وجود داشته باشد.
هوش مصنوعی: این دنیا مانند زندانی است و ما در آن زندانی هستیم، نه اینکه فلک و آسمان ما را محدود کرده باشد. زنجیرهایی که ما را میبندند، مانند حلقههای زنجیر هستند.
هوش مصنوعی: سر رشته زندگی و آینده ما در دست تقدیر و سرنوشت است و به فکر و برنامهریزی ما بستگی ندارد.
هوش مصنوعی: وقتی که امید و آرزوهایمان برآورده نمیشود، چگونه میتوانیم به شنیدن نصیحتها و وعظها ادامه دهیم؟ در واقع، مشکل اصلی و تقصیر از خود ماست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چار طبعش مرید و او پیر است
ده حواسش سپاه و او میر است
خاصه کاین راه راه نخچیر است
آسمان با کمان و با تیر است
به سکه در علم راست تدبیر است
راستی هم شهاب و هم تیر است
غرض تن ز روح تدبیر است
علت هستیش به تأثیر است
ملک داری همه به تدبیر است
گرچه تدبیر هم به تقدیر است
هر که تأخیر کرد در تدبیر
عاقبت کار او به تقصیر است
سخن نوجوان دگر باشد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.