نکهت از زلف کجش سودائی سر در هواست
شانه در گیسوی او، دیوانه زنجیر خاست
فارغ از آزار چرخ از بی وجودی گشته ام
دانه من چون شرر ایمن ز سنگ آسیاست
ترک خود کن اول، آنگه هر چه میخواهی بخواه
دست چون از خویش برداشتی دست دعاست
سعی ما گرهست ناقص، فیض جانان کامل است
دست ما هرچند کوتاهست، زلف او رساست
میدهد، افتادگی تسکین تندیهای خصم
خاکساریها درین طوفان، چو خاک کربلاست
از تو لاف بی نیازی سخت باشد ناپسند
تا دل از صدرنگ خواهش پر چو کشکول گداست
بسکه یاران در ره حق برخلاف مقصدند
هادی این راه وقت بازگشتن رهنماست
بر قماش جامه نازند این خودآرایان اگر
بر تن ما نیز عریانی قبای ته نماست
دست داد امشب حنا را، رخصت پابوس او
از حنا کمتر نه یی ای گریه، وقت دست و پاست
چون ز خود بیرون نهی پا، وقت عرض حاجتست
از تو چون خالی شد آغوش تو، محراب دعاست
خلق کن با سائلان، نبود عطا گر دسترس
روی خندان از کریمان نایب دست سخاست
خواب آسایش اگر خواهی کنی واعظ دمی
بی سرانجامیت بالین، خاکساری متکاست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر از عشق و نیاز به محبوب سخن میگوید. نکهت (عطر) و زلف کج محبوب در دنیایی از جنون و دیوانگی باعث شده که فرد از مشکلات و دردهای زندگی غافل شود. او بر این باور است که برای رسیدن به خواستهها باید ابتدا خود را فراموش کند و دست به دعا بردارد. هرچند که تلاشهای او ناقص است، اما فیض و رحمت محبوب کامل است. در این مسیر، فروتنی و تسلیم در برابر مشکلات مهم است و این سکوت و خاکساری در شرایط دشوار باید حفظ شود. این شعر به اهمیت دعا و تمنا از خدا و محبوب نیز اشاره دارد و بیان میکند که باید در لحظات نیاز و ضعف، به آغوش دعا پناه برد. در نهایت، تأکید بر عشق و ارتباط با محبوب و یا خداوند، اساس روح انسان را شکل میدهد.
هوش مصنوعی: عطر خوش زلف کج او، دیوانگی را به اوج میبرد. شانهای در گیسوانش یافتم که همچون زنجیری برای دیوانگیام عمل میکند.
هوش مصنوعی: از آزارهای روزگار رها شدهام و چون دانهای در آتش، از سنگ آسیاب ایمنم؛ بیوجودی باعث این حالت شده است.
هوش مصنوعی: ابتدا خودخواهی و خودپرستی را کنار بگذار، سپس هرچه که میخواهی طلب کن. وقتی که از خواستههای شخصی و ego خود فاصله گرفتی، دعا و درخواست تو واقعی و تاثیرگذار خواهد بود.
هوش مصنوعی: ما تلاشمان ناتمام و ناقص است، ولی نعمت الهی به طور کامل و بینقص وجود دارد. هرچند دستهای ما به او نمیرسد، اما زیبایی و کمال او بینهایت است.
هوش مصنوعی: افتادگی و تواضع میتواند در برابر تندخوییها و دشمنیها، آرامشی به ارمغان آورد. این حالت مثل خاک کربلاست که در سختیها و سختیها را تاب میآورد.
هوش مصنوعی: از تو ادعای بی نیازی دشوار و ناپسند است، زیرا دل همچون کشکول گدا پر از آرزوها و خواهشهاست.
هوش مصنوعی: بسیاری از دوستان در مسیر حقیقت به مقصد درستی نمیروند، اما در زمان بازگشت، راهنمای درستی برای هدایت وجود دارد.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که کسانی که به زیبایی و زینتهای خاص خود میبالند، ممکن است بر پارچه و لباسهایشان افتخار کنند. اما اگر به ما نگاه کنند، تنها برهنگی و عدم زیبایی ما را میبینند که به نوعی نشاندهنده زحمت و تلاش ماست.
هوش مصنوعی: امشب حنا را واگذار کردم، اجازه برای دیدار او از حنا اهمیت کمتری ندارد. ای اشک، زمان خوبی برای ابراز احساسات است.
هوش مصنوعی: زمانی که از خود و درخواستهای شخصیات فاصله بگیری، لحظهای است که میتوانی نیازهایت را مطرح کنی. وقتی که دلت از دنیای مادی خالی شود، آن وقت مکان مناسبی برای دعا و درخواست از خداوند فراهم میآید.
هوش مصنوعی: با افرادی که درخواست کمک میکنند، مهربان باش؛ چون اگر نتوانی خودت کمک کنی، حداقل با رویی خوش و با ادب از دیگران یاری بگیر.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی در آرامش خواب کنی، واعظ، لحظهای به بیپایانی زندگیات توجه کن، زیرا در نهایت، خاکی که بر آن استراحت میکنی، نشان از کوچکی و فروتنی انسان دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یافت از یزدان ملک سلطان به شادی هرچه خواست
روز شادی روز ما سلطان دین سلطان ماست
بند شاهی کرد محکم راه دولت کرد پاک
چشم عالم کرد روشن کار گیتی کرد راست
وقت وقت رامش است و روز روز عشرت است
[...]
آن شنیدستی که روزی زیرکی با ابلهی
گفت کین والی شهر ما گدایی بیحیاست
گفت چون باشد گدا آن کز کلاهش تکمهای
صد چو ما را روزها بل سالها برگ و نواست
گفتش ای مسکین غلط اینک از اینجا کردهای
[...]
شاه را تاج ثنا دادم نخواهم بازخواست
شه مرا نانی که داد ار باز میخواهد رواست
شاه تاج یک دو کشور داشت لیک از لفظ من
تاجدار هفت کشور شد به تاجی کز ثناست
شه مرا نان داد و من جان دادمش یعنی سخن
[...]
یارب این مائیم و این صدر رفیع مصطفاست
یارب این مائیم و این فرق عزیز مجتباست
یارب این مائیم و این روی زمین یثرب است
کاسمان را هفت پشت از رشک یک رویش دوتاست
خوابگاه مصطفی و کعبه مان از پیش و پس
[...]
خوش ولایت ها که در تحتِ امورِ اولیاست
مصرِ استغنا و رومِ فقر و بغدادِ رضاست
بخشِ ایران قسمِ عشق و قسم توران بخش عقل
در میان آمویِ حکمت هم روان و هم رواست
هم خراسانِ سلامت هم عراق عافیت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.