گرفت مشک وروان گشت آن خلاصهٔ ناس
هژبر بیشهٔ مردی و مردمی عباس
رساند جنگ کنان خویش را به شط فرات
نمود مشک پر از آب، آن سپهر اساس
قدم نهاد برون تشنه لب، ز شط فرات
نمود حمله بر آن کافران حق نشناس
کشید تیغ و، رجز خواند و، حمله کرد چو شیر
ز هم سپاه عدو را درید چون کرباس
ز بسکه بر زبر هم فتاده بود قتیل
زمین معرکه گفتی مگر نمود آماس
ز ضرب بازوی او پر دلان لشکر را
فتاد لرزه بر اندامشان ز بیم و هراس
ز بسکه بر بدن زخم تیر و نیزه رسید
ازآن گروه بد آیین بدتر از خناس
بریده دست و، بدن چاک چاک و، خالی مشک
ز صدر زین، به زمین خورد آن خلاصهٔ ناس
کنارشط، لب تشنه سپرد جان اما
گرفت از کف ساقی کوثر آب، عباس
ز قتل حضرت عباس « ترکیا » شب و روز
بریز اشک و ببر کن ز غم، سیاه لباس
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن دربارهی دلاوریهای حضرت عباس (ع) در میدان نبرد و جانفشانی او برای دفاع از حریم حق و یاری امام حسین (ع) است. در این شعر به توصیف شجاعت و فداکاری عباس در برابر دشمنان میپردازد، بهگونهای که او با آبراداری و خاصیت شیر، با دشمنان میجنگد و ترس و لرزه به دل آنها میاندازد. در نهایت، او تشنه لب به زمین میافتد و در حالی که مشک او خالی شده، جان میدهد. شاعر از مرگ او به شدت غمگین است و از دوریاش اشک میریزد و لباس سیاه به تن میکند.
هوش مصنوعی: مشک به دست مردی قوی و با فضیلت، سرچشمهٔ خوبیها و افتخارات جامعه شد. عباس نماد ارزشهای انسانی و فضائل مردانگی است.
هوش مصنوعی: جنگجویان خود را به کنار رود فرات رساندند و مشک پر از آب را به این آسمان گسترده تقدیم کردند.
هوش مصنوعی: با عطش به بیرون آمد و از کنار رود فرات حمله کرد به سوی آن کافران که حق را نمیشناسند.
هوش مصنوعی: او شمشیر را کشید و با صدا و هیجان به دشمن حمله کرد و مانند یک شیر، سپاه دشمن را مانند پارچهای نازک پاره کرد.
هوش مصنوعی: به خاطر شدت ضرباتی که به بدن قربانی وارد شده بود، به نظر میرسید که زمین معرکه به شکل عجیبی به حالت ورم درآمده است.
هوش مصنوعی: به دلیل قدرت و شدت ضربهٔ او، دلیران جنگ به لرزه افتادند و از ترس و وحشت، بدنشان لرزید.
هوش مصنوعی: به خاطر این که بر بدنش زخمهای زیادی از تیر و نیزهها وارد شده، او به گروهی از افراد بدو با رفتار زشت و خبیث تشبیه شده است.
هوش مصنوعی: دست بریده و بدنی زخمی و مشکل خالی از خون، آن قهرمان بزرگ بر زمین افتاد.
هوش مصنوعی: عباس در کنارِ شط، در حالی که تشنه بود جان خود را فدای عشق کرد، اما آب کوثر را از دست ساقی گرفت.
هوش مصنوعی: با شنیدن خبر شهادت حضرت عباس، شب و روز باید اشک بریزیم و به خاطر این غم بزرگ، لباس سیاه بپوشیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نهاد روی به حضرت، چنان که روبه پیر
بتیم وا تگران آید از در تیماس
بیار ساقی زرین نبید و سیمین کاس
به باده حرمت و قدر بهار را بشناس
نبید خور که به نوروز هر که می نخورد
نه از گروه کرامست و نز عداد اناس
نگاه کن که به نوروز چون شدهست جهان
[...]
عطای یعقوب از مرگ تو هراسیدم
شدی و نبود بیشم ز مرگ هیچ هراس
دریغ لفظی بر همه نمط همه گوهر
دریغ طبعی بر هر گهر همه الماس
سپهر معطی شانست و هیچ عیب نبود
[...]
زهی رفیع محلت برون ز حد قیاس
بنای دولت و دین را قوی نهاده اساس
گشاده مهر تو چون ابر چشمهای امید
کشیده کین تو چون برق دشنهای هراس
مضاء رأی تو چون گوهر ظفر بنمود
[...]
زبان چگونه گشایم بذکر شکر و سپاس
که حشمت تو فرو بست دست و پای حواس
رسید قدر تو جایی که نیز نبساود
بساط جاه ترا دست وهم و پای قیاس
زهی ز خدمت تو آسمان بلند محل
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.