شهنشهی که بود جبرئیل دربانش
ملک مطیع و، فلک هست سقف ایوانش
تهمتنی که زتیغ شررفشان می زد
به روز معرکه آتش، به جان عدوانش
مجاهدی که میان مبارزان جهان
کسی نبود که باشد حریف میدانش
دلاوری که چو بر عمر عبدود زد تیغ
صدای تحسین آمد ز عرش رحمانش
چنان زقلعهٔ خیبر، ز قهر در بر کند
که اوفتاد تزلزل، به چار ارکانش
ز بسکه کشت ز قوم یهود در خیبر
گرفت حضرت موسی به عجز دامانش
شهی که جن و بشر، وحش وطیر و، بنده و حر
خورند روزی خود را ز خوان احسانش
نه خالق است ولی حاکم است بر همه خلق
بود تمامی مخلوق، تحت فرمانش
گناهکاران یکسر سوی بهشت روند
کند شفاعت اگر روز حشر، سلمانش
کسی که مهر علی نیست در دلش اورا
حلال زاده مدان و، مخوان مسلمانش
هر آنکه مهر علی کرده جا به سینهٔ او
به روز حشر، چه غم از صراط و میزانش
نسیم رحمت او گر وزد سوی گلخن
به سنبل و، گل و، نسرین، کند گلستانش
شمیم قهرش، گر بگذرد سوی گلشن
به جای سنبل، پر سازد از مغیلانش
عدو اگر شنود نام ذوالفقارش را
نخورده ضربت او، دست شوید از جانش
شهی که نام شریفش چو بر زبان گذرد
متابعانش جان ها کنند قربانش
بود به مدح و ثنایش زبان ما الکن
کسی که خالق اکبر بود ثنا خوانش
علی ست آنکه بود ابن عم پیغمبر
علی ست آنکه ثنا گفته حق به قرآنش
علی ست آنکه به دوش نبی گذارد قدم
علی ست آنکه نبی خواند بهتر از جانش
علی ست آنکه خدایش ستوده در قرآن
نموده سورهٔ طاها نزول در شانش
هر آنکه جز به ثناگوییش گشاید لب
کسی نخواند دانشور و سخندانش
شها! هوای نجف بر سر است«ترکی» را
کرم نما و به سوی نجف ورا خوانش
تویی که حضرت آدم دویست سال گریست
ز یمن نام تو بخشیده شد گناهانش
گر التجابه تو ناورده بود حضرت نوح
کجا خلاصی ممکن شدی ز طوفانش
خلیل اگر متذکر به نام تو نشدی
یقین نجات نبودی ز نار سوزانش
به بطن حوت چو یونس گرفت جای یقین
ز مرگ، لطف تو شد حافظ و نگهبانش
ز التفات تو یوسف به سلطنت برسید
وگرنه تا به ابد بود جا به زندانش
کمیت خامه شود لنگ، اولین منزل
که راه مدح تو را نیست حد و پایانش
هر آنکه دست تولا به دامن تو زند
کسی نبیند در روزگار، پژمانش
شعاع تیغت اگر اوفتد سوی دریا
ز تاب خویش کند خشک، چون بیابانش
به سوی خصم، چو با ذوالفقار یا زی دست
به یک اشاره فرستی به سوی نیرانش
سر عدوی تو گر پیچد از اطاعت تو
به خاک معرکه سازی چو گوی غلطانش
به این جلال کجا بودیای ولی خدا؟
به کربلا که ببینی حسین و یارانش
به بینی آنکه چسان پاره پاره شد تنشان
ز ضرب تیغ ستم، قامت جوانانش
ز یک طرف، نگری اهل بیت زارش را
ز یک طرف، شنوی نالهٔ یتیمانش
ببین حسین عزیز تو را میان دو نهر
بریده اند سرش را به کام عطشانش
به جسم گلپر او در میان دشت بلا
سپاه کوفه نمودند تیر بارانش
به کربلا ز نجف یاعلی بیا بنگر
سر بریدهٔ او بین و، جسم عریانش
به کوفه خولی معلون، سر حسینت را
ببین نموده چسان در تنور پنهانش
به زینب ز سر مهر، دل نوازی کن
دل شکستهٔ او بین و، چشم گریانش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره شخصیت بزرگ علی (ع) و ویژگیهای برجسته اوست. شاعر به توصیف مقام والای علی، دلاوریها و فداکاریهایش در معرکهها و همچنین جایگاه او در دل و جان مردم پرداخته است. از جبرییل، دربان آسمانی، تا حاکم بودن علی بر تمامی مخلوقات، همه و همه نشاندهنده عظمت و مقام والای اوست. شاعر به پیوند علی با پیامبر (ص) و نقش او در تاریخ اسلام نیز اشاره میکند و سرانجام به مصائب امام حسین (ع) در کربلا و غم زینب (س) میپردازد. به طور کلی، این شعر یک مدح بلند در ستایش علی (ع) و اشارهای به مظلومیت اهل بیت (ع) است.
هوش مصنوعی: پادشاهی که جبرئیل نگهبان اوست، فرشتگانی مطیع دارد و آسمان سقف قصر اوست.
هوش مصنوعی: به من اتهام زد که در روز جنگ، با تیغی که از شرف و عظمت خود میدرخشید، به جان دشمنان حمله کردم.
هوش مصنوعی: مبارزی که قابل رقابت و همتایی در میان جنگجویان جهان نداشت.
هوش مصنوعی: شجاعتی که وقتی شمشیرش را بر عمر عبدود فرود آورد، صدای تحسین از عرش میآمد.
هوش مصنوعی: مثل اینکه از قلعهی خیبر، به دلیل خشم و قهری که در دل دارد، به شدت میلرزد و در تمام پایههایش تزلزل به وجود میآورد.
هوش مصنوعی: به دلیل اینکه مردم یهود در خیبر بسیار زراعت کرده بودند، حضرت موسی از شدت ناتوانی و درماندگی، دامن خود را گرفت.
هوش مصنوعی: شاهی که هم جن و انسان، وحوش و پرندگان، و آزادگان و بندگان از سفرهی لطف او روزی میگیرند.
هوش مصنوعی: او خالق نیست، اما بر تمامی مخلوقات سلطنت میکند و همه موجودات تحت فرمان او هستند.
هوش مصنوعی: در روز قیامت، اگر سلمان شفاعت کند، همه گناهکاران به سوی بهشت خواهند رفت.
هوش مصنوعی: به کسی که در دلش محبت علی (ع) نیست، نباید او را بیعیب و حلالزاده تصور کرد و همچنین نباید او را مسلمان نامید.
هوش مصنوعی: هر کسی که محبت علی را در دل دارد، در روز قیامت نگران عبور از صراط و سنجش اعمالش نخواهد بود.
هوش مصنوعی: اگر نسیم رحمت خداوند به سمت گلها بوزد، باغی زیبا و پررنگ و بو به وجود میآورد.
هوش مصنوعی: اگر نسیم خشم او به سمت باغ بوزد، به جای اینکه سنبلها را پر کند، مغیلانش را پر میکند.
هوش مصنوعی: اگر دشمن نام ذوالفقار را بشنود و هنوز ضربهای از آن نخورده باشد، باید از جان خود دست بکشد.
هوش مصنوعی: هر که نام آن پادشاه بزرگوار بر زبان بیارد، جان خود را فدای او میکند.
هوش مصنوعی: زبان ما در ستایش و مدح خداوند کم میآورد، زیرا کسی که خالق بزرگ است شایستهی ستایشهای بیپایان است.
هوش مصنوعی: علی کسی است که پسر عموی پیامبر بود و کسی است که خداوند در قرآن به او ستایش کرده است.
هوش مصنوعی: علی کسی است که نبی بر دوش او قدم گذاشت و او را بهتر از جانش دانست.
هوش مصنوعی: علی شخصی است که خداوند در قرآن او را ستوده و در سورهٔ طاها نزول آیات در مورد مقام او اشاره شده است.
هوش مصنوعی: هر کسی که جز به مدح و ستایش او چیزی بگوید، هیچ کس او را دانشمند و سخنسنج نخواهد دانست.
هوش مصنوعی: ای آقا! به یاد نجف هستم، لطفاً طبعی مهربان داشته باش و مرا به سوی نجف ببر.
هوش مصنوعی: تو هستی که حضرت آدم به خاطر نام تو به مدت دویست سال اشک ریخت و به واسطه آن، خطاهای او بخشیده شد.
هوش مصنوعی: اگر کمک و نجات تو نبود، حضرت نوح چگونه میتوانست از طوفان نجات پیدا کند؟
هوش مصنوعی: اگر خلیل به یاد نام تو نبود، مطمئناً نجاتی از آتش سوزان نمییافت.
هوش مصنوعی: وقتی یونس در شکم ماهی قرار گرفت، به یقین به زندگی پس از مرگ در دل آنجا پی برد. این تجربه لطف تو بود که حافظ و نگهبان او شد.
هوش مصنوعی: به خاطر توجه تو، یوسف به مقام سلطنت رسید و گرنه او تا همیشه در زندان میماند.
هوش مصنوعی: تراوش قلم در مدح تو، به کژی و ناپایداری میافتد، زیرا نخستین مرحلهای که آغاز به ستایش تو میکند، هیچگونه محدودیت و پایانی ندارد.
هوش مصنوعی: هر کسی که به محبت و دوستی تو چنگ بزند و به تو وابسته شود، در زندگیاش به هیچ تنهایی و پژمردگی دچار نخواهد شد.
هوش مصنوعی: اگر نور تیغ تو به دریا بیفتد، آنقدر تاب و درخشندگی دارد که دریا را خشک میکند، مانند بیابان.
هوش مصنوعی: زمانی که به سوی دشمن میروی، مانند دستی که با شمشیر ذوالفقار به او حمله میکند، تنها با یک اشاره میتوانی او را مورد هدف قرار دهی.
هوش مصنوعی: اگر دشمن تو به خاطر فرمانبرداریات، بر زمین بیفتد و به مانند گویای که به چپ و راست میغلتد، به زمین بیافتد، تو خود مانند یک قهرمان در میدانی.
هوش مصنوعی: به چه شگفتی، ای ولی خدا! کجا بودی که این عظمت را ببینی؟ به کربلا که حسین و یارانش در آنجا حضور دارند.
هوش مصنوعی: به او نگاه میکنم و میبینم چگونه بدن جوانانش به خاطر ضربات ظالمانه، پاره پاره شده است.
هوش مصنوعی: از یک سو، به عذاب و مصیبت اهل بیت نگاه کن و از سوی دیگر، ناله و گریه یتیمانی را بشنو که در غم و اندوه هستند.
هوش مصنوعی: حسین عزیز را در میان دو نهر مشاهده کن، سرش را بریدهاند و او در حال تشنگی است.
هوش مصنوعی: در دشت پر از مشکلات، او را مانند گل با تیرهای دشمنان مورد هدف قرار دادند و به نوعی به چالش کشیدند.
هوش مصنوعی: ای علی، از نجف به کربلا بیا و بنگر که سر بریدهٔ تو را دیده و جسم عریان تو را مشاهده کن.
هوش مصنوعی: در کوفه، خولی ملعون، سر حسین را ببین که چگونه در تنور پنهان کرده است.
هوش مصنوعی: به زینب با محبت و مهربانی رفتار کن، چرا که دل او شکسته است و چشمانش پر از اشک است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ز خواب خوش چو برانگیخت عزم میدانش
مه دو هفته پدید آمد از گریبانش
به روی خویش بیاراست عید گاه و مرا
نمود هر نفسی ماتمی ز هجرانش
فراز مرکب تازی سوار گشت چنانک
[...]
صلای عشق، که ساقی ز لعل خندانش
شراب و نقل فرو ریخته به مستانش
بیا، که بزم طرب ساخت، خوان عشق نهاد
برای ما لب نوشین شکر افشانش
تبسم لب ساقی خوش است و خوشتر از آن
[...]
خوش است درد که باشد امید درمانش
دراز نیست بیابان که هست پایانش
نه شرط عشق بود با کمان ابروی دوست
که جان سپر نکنی پیش تیربارانش
عدیم را که تمنای بوستان باشد
[...]
صباح عید که برخاست عزم میدانش
چو صبح مطلع خورشید شد گریبانش
بر آمد از دل پر خون عاشقان تکبیر
در آن زمان که بدیدند روی رخشانش
به باد پای روان بر چو آذری بر زین
[...]
خوشست درد که باشد امید درمانش
خوشا سری که نباشد به عشق سامانش
وصال کعبه مقصود اگر طلب داری
قدم مزن که نباشد حد بیابانش
دلم رسید به جان و به جان رسید دلم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.