شاهی که نه فلک،چو بساطی ست زیر پاش
ایزد عطا نموده به سر، تاج انماش
سایند سروران، به درش جبههٔ نیاز
داده است سروری، به همه سروران خداش
تا دست صنع بافت قماش وجود خلق
در کارگه نداشت از این خوبتر قماش
گر خوانمش خدای بود این سخن خطا
وین هم خطا بود که جدا دانم از خداش
آن شب که مصطفی به سوی غار ثور رفت
با صد شعف به جای نبی خفت در فراش
چون ذوالفقار برکشد از قهر، روز جنگ
افتد ز هیبتش به تن خصم ارتعاش
چون زد به عمر عبدوداز قهر تیغ
روح الامین ز جانب حق گفت مرحباش
شاها! منم که «ترکی» مدحت گر توام
مداحی توام شده در روزگار فاش
دست من است و دامن حب تو یاعلی
فردا به روز محشر، به قولم گواه باش
باشد ز فرق تا قدمم غرق در گناه
در محشرم به نزد خدا عذر خواه باش
سوز دلم به حال جگرگوشه ات حسین
کوشد شهید از ستم قوم بد معاش
ای شیر کردگار! حسین تو شد شهید
با اشک از نجف، قدمی نه به کربلاش
بتگر که چون حسین تو رادر کنار نهر
لب تشنه سر برید زکین، شمر از قفاش
آن سر که جبرئیل ز مویش غبار شست
خولی زکینه داد به خاک تنور جاش
عباس پور صف شکنت را نگر که چون
از پیکر شریف، جداگشت دستهاش
آغشته گشت سنبل اکبربه خون و ماند
چون لاله داغ بر دل لیلا و عمه هاش
در قتلگه به زینب دل خسته ات نگر
ژولیده مو، سیاه به سر، چهره پرخراش
از ظلم کوفیان ستم پیشهٔ دنی
یک تن به جا نماند ز انصار و اقرباش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عظمت و مقام امام علی (ع) و واقعه عاشورا و شهادت امام حسین (ع) و یارانش در کربلاست. شاعر به توصیف ویژگیهای حضرت علی (ع) و اینکه او چه جایگاهی در نزد خداوند دارد، میپردازد. همچنین، به وفاداری و دلیری حسین (ع) در برابر ظلم کوفیان اشاره میکند. با بیان احساسی و گرافیکی، شاعر مظلومیت حسین (ع) و خانوادهاش را به تصویر میکشد و بر ستمهایی که بر آنها رفته تأکید میکند. اشعار شامل احساسات عمیق و عزاداری برای شهدای کربلا، به ویژه حسین (ع) و عباس (ع)، است. در نهایت، شاعر به توبه و درخواست بخشش در روز قیامت اشاره میکند.
هوش مصنوعی: شاهی که زیر پایش آسمان همچون فرشی است، خداوند تاج زیبایی را بر سر او نهاده است.
هوش مصنوعی: سروران با نیازهای خود به درگاه خداوند رفتهاند و او به همه آنان، مقام و سروری بخشیده است.
هوش مصنوعی: تا زمانی که خالق وجود، پارچه انسانی را بافت، در کارگاه هستی، پارچهای بهتر از این وجود نداشت.
هوش مصنوعی: اگر بگویم که این سخن به خدا مربوط است، اشتباه است و خودش هم اشتباه است که بخواهم او را از خدا جدا بدانم.
هوش مصنوعی: در آن شبی که پیامبر به سمت غار ثور رفت، با احساس شادی و سرور، در بستر به خواب رفت.
هوش مصنوعی: وقتی ذوالفقار از شدت خشم و قدرت خود به نمایش گذاشته میشود، دشمن در روز جنگ از ترس و هیبت آن لرزیده و دچار اضطراب میشود.
هوش مصنوعی: وقتی که به عمر عبدود دست قهر و نابودی زده شد، فرشته وحی از طرف خداوند گفت: خوشآمدید.
هوش مصنوعی: ای پادشاه! من همان کسی هستم که در ستایش تو سخن میرانم و به خاطر تو در این زمان به ستایش تو پرداختهام.
هوش مصنوعی: دست من در دامن عشق تو است، ای علی. فردا در روز قیامت، بر قول و وعده من شهادت بده.
هوش مصنوعی: باشد که از سر تا پا در گناه غرق شده باشم، اما در روز قیامت نزد خداوند عذرخواهی کنم.
هوش مصنوعی: آتش دل من به خاطر تو، حسین، به شدت میسوزد. تو بودی که در برابر ظلم و ستم این قوم دچار مصیبت شدی و جان خود را از دست دادی.
هوش مصنوعی: ای شیر خدایی! حسین با اشک از نجف به سمت کربلا نرفت و در میدان مبارزه جانش را فدای حق کرد.
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف درد و عذابی میپردازد که در آن، فردی بیرحم و سنگدل در حال انجام یک عمل فجیع و غیرانسانی است. به تصویر کشیده شده که فردی مثل حسین، که نماد جوانمردی و حقطلبی است، در کنار نهر آب، تشنه و بیدفاع مورد حمله قرار میگیرد. این تصویر به نوعی نمادین از ظلم و ستمی است که بر حقطلبان میرود و نشاندهنده شدت و قساوت آن عمل میباشد.
هوش مصنوعی: آن سَر که جبرئیل با مویش گرد و خاک را شست، اکنون به خولی (یک نوع لباس) کینهاش پناه داده و در خاک تنور جایش قرار دارد.
هوش مصنوعی: نگاه کن به عباس که چگونه وقتی از بدن شریفش جدا شد، صف شکنت را به نمایش گذاشت.
هوش مصنوعی: سنبلهای اکبر به خون آغشته شدند و مانند لاله، داغی بر دل لیلا و عمهاش باقی گذاشتند.
هوش مصنوعی: در محل قتل، به زینب نگاه کن که دلش شکسته است. موهایش به هم ریخته و لباس سیاهی بر تن دارد، چهرهاش پر از زخم و جراحت است.
هوش مصنوعی: به علت ظلم و ستم کوفیان، هیچکس از یاران و نزدیکان امام حسین (ع) در دنیا باقی نماند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اوقات زایران همه میمون شد از لقاش
الفاظ شاعران همه موزون شد از ثناش
معلوم شد که نیک عزیزست جرم زر
زیرا به زر بود همه آفاق را عطاش
گربه ز زر به نزد کفش جوهریستی
[...]
ای اهل فضل را به قدوم تو انتعاش
بر آستان تو من و اقبال خواجه تاش
تیغ بلارک ار چه ز گوهر توانگرست
همواره هم ز پهلوی کلکت کند تراش
از دست بندگان تو هر لحظه میچکد
[...]
مطرب مکن ز صافی آواز انتعاش
چون زلف بی شکن بود آواز بی خراش
افکنده این قضیه بر اجسام ارتعاش
بر دوست جان فزا شده از خصم دلخراش
حافظ ز دور ناظر و گوید ز صدق فاش
گو زاهد زمانه و گو شیخ راه باش
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.