گنجور

 
طغرل احراری

ای غنچه خندان من از بوستان کیستی؟!

وی دشمن ایمان من از دوستان کیستی؟

تیری زده بر جان من مژگان ناوک‌افکنت

ای ترک تیرانداز من ابروکمان کیستی؟!

سرو قدت اندر چمن بشکست قدر نارون

ای عرعر طوبی‌شکن سرو روان کیستی؟!

من طوطی‌ام شکرشکن هندوستانم زلف تو

با خال هندوی لبت هندوستان کیستی؟!

از لعل می‌آرد برون گوهر بدخشان لبت

ای صد بدخشان در لبت تو خود ز کان کیستی؟!

نالیدم از شب تا سحر بشنیدی افغان مرا

یک ره نگفتی ای صنم کاندر فغان کیستی؟!

جان مرا بی‌روی تو آرام نبود در بدن

بهر خدا با من بگو آرام جان کیستی؟!

دیریست با فکر رسا صید معانی می‌کنی

ای طغرل اوج سخن از آشیان کیستی؟!

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
خاقانی

ای راحت جان‌ها به تو، آرام جان کیستی

دل در هوس جان می‌دهد، تو دلستان کیستی

ای گلبن نادیده دی اصل تو چه وصل تو کی

با بوی مشک و رنگ می از گلستان کیستی

از از بتان دلخواه تو، در حسن شاهنشاه تو

[...]

امیرخسرو دهلوی

ای مه، بدین چابک‌روی، از آسمان کیستی؟

وی گل، بدین نازک‌تنی، از بوستان کیستی؟

سیمین‌تری از باد تر، در لب ز شیرینی اثر

با قامتی چون نیشکر پسته‌دهان کیستی؟

بادام چشمت پرفتن، عناب لعلت پرشکن

[...]

نظیری نیشابوری

نوشی به صد جان رایگان قوت روان کیستی؟

کامی به صد حسرت نهان آرام جان کیستی؟

آدم به شوقت در جهان، رضوان به ذوقت در جنان

تو مرغ عنقا آشیان در بوستان کیستی؟

از نسل خوبانی قمر وز قسم حورانی بشر

[...]

طغرای مشهدی

کشتی ز بی آرامی ام، آرام جان کیستی

کردی به این بیخوابی ام، شب میهمان کیستی

از سرکشی یک جا نه ای، با خویشتن هم وا نه ای

از خود نه ای از ما نه ای، آخر تو زان کیستی

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه