از قامت بلندت قمری به لحن کوکو
در پیچ و تاب سنبل زان حلقه دو گیسو
مستانه گر خرامی از ناز در گلستان
غوغا و فتنه خیزد از طاق چرخ مینو
در بوستان خوبی موزونقدان بدیدم
مانند نخل قدت سروی نرسته دلجو!
افتاده عکس مژگان با چشم سرمهسایت
در مرغزار سنبل گویی چریده آهو
از تیر طعن اغیار عاشق چه باک دارد
گر چون شهاب آید برق ستم ز هر سو؟!
پهنای دشت هجران چون وسعت دو عالم
راه وصال جانان باریک از سر مو!
از گلشن جمالت یک گل نچید طغرل
خار جفای اغیار آمد دراز پهلو!
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوقش میپردازد. قامت بلند او به قناری تشبیه شده که در زیبایی و شکوفایی در بین گلها خودنمایی میکند. وقتی معشوق با ناز و دلبری در میان گلستان میرقصاند، غوغایی به پا میشود. شاعر از زیبایی او مانند نخل و سرو یاد میکند و به توصیف چشمانش که همچون سرمه است، میپردازد. او به عشق و غمش از تیرهای طعنه دیگران اشاره کرده و میگوید که فاصله میان او و معشوقش بسیار کمعرض است، اما در عین حال، دشواریهای آن را هم به تصویر میکشد. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که با وجود زیباییهای معشوق، سختیهای زندگی و جفای دیگران مانند خار در کنار گلها وجود دارد.
هوش مصنوعی: از قد بلند تو، پرندهای شبیه قمری به ناز و نوازش در لحن خوش کوکو تاب میخورد، و به خاطر آن دو گیسوی بافتدارت، سنبلها به خود میپیچند.
هوش مصنوعی: اگر با ناز و خرمی در گلستان راه بروی، غوغایی برپا میشود و از آسمان زیبا و آبی، فتنه و شگفتی برخاستن میکند.
هوش مصنوعی: در باغ زیبایی، دختری با قامت موزون و دلربا را دیدم که مانند نخل بلندی در کنار درختان دیگر خودنمایی میکرد.
هوش مصنوعی: عکس زیبای مژگان تو با چشمان سرمهسایت در دشت سنبلها افتاده، گویی که آهوهایی در آنجا در حال چریدن هستند.
هوش مصنوعی: عاشق از سخنان تند و حملات بیرحمانه دیگران ترسی ندارد، زیرا اگر هم با مشکل رو به رو شود، مانند شهاب که ناگهان و از هر سو میدرخشد، قادر است به سرعت از آن عبور کند.
هوش مصنوعی: دشت غم و جدایی به اندازهی وسعت دو جهان گسترده است، اما راه رسیدن به محبوب بسیار باریک و نازک همچون یک مو است!
هوش مصنوعی: از زیباییها و جذابیتهای تو، یکی را انتخاب نکردم و به این دلیل، سختیها و دلهرههای دیگران به من رسید و زندگیام را دشوار کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ساقی به آبگینه بغداد در فکند
یاقوت رنگ باده خوشخوار مشکبو
گویی که پیش عاشق، معشوق مهربانش
بگریست، اوفتاد به رخسارش اشک او
از دل برآورید دم سرد و آه گرم
[...]
در حلقه بتان است سر حلقه آن پری رو
در گوش حلقه زر بر دوش حلقه مو
زلفش گزنده عقرب کاکل کشنده افعی
قامت چمنده شمشاد نرگس جهنده آهو
لعل تو نقل و باده حرف تو تلخ و شیرین
[...]
ماییم و گفتن شعر، در وصف آن گلِ رو
بر وزن مصرع زلف، در بحر بیت ابرو
سیر از قدح چه سان گشت، در یک دو روز نرگس؟
دل می کشد به ساغر، سبز است تا لب جو
در شیوه رمیدن، وحشی نگاه او را
[...]
در نافه از خطا مشک می زدبسی دم از بو
بو برد چون ز زلفت از شرم شد سیه رو
پیدا رخت به زلفت در سنبله است زهره
یا مه به برج عقرب یا شمس در ترازو
در آتش عذارت زلفت بود سمندر
[...]
در باغ تولیت دوش بودم روان به هرسو
آشفته و نظرباز، دیوانه و غزلگو
دیدم به شوخی آنجا افکنده شور و غوغا
عاشقکشانِ زیبا گلچهرگانِ مهرو
قومی به عشوه ماهر جمعی به چهره باهر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.