سرو و صنوبر شد خجل از قامت زیبای او
آشفته سنبل با سمن از زلف عنبرسای او
یک سو دریده پیرهن گل از گل رویش نگر
خون بسته در دل غنچه را دیگر طرف سودای او
در دل هوای عشق او داغست چون من لاله هم
تیری کجا ننشسته است از نرگس شهلای او؟!
چون از خرامان رفتنش شمشاد حسرت آورد
وه این چه قد و قامت است جانست سر تا پای او؟!
آید اگر سوی چمن سرسبز گردد انجمن!
خضر نبی پیدا شود از نقش خاک پای او!
نالم چو نی از دوریاش روز و شب و شام و سحر
باشد نصیب من شود یک جرعه از صهبای او
از بس غلام درگهش گشتند یکسر صادقان
طغرل غلام صادق است گلشن بود مأوای او!
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و جذبه فردی خاص میپردازد که حتی طبیعت نیز از زیبایی او خجل شده است. سرو و صنوبر تحت تأثیر قامت او قرار گرفته و گلها در تلاشند تا زیبایی او را توصیف کنند. عشق به این فرد احساسات شدیدی را در دل عاشق ایجاد کرده و او را به درد و عذاب دچار کرده است. در این توصیف، قیامتی از زیبایی و صداقت فرد مورد نظر به تصویر کشیده میشود و عشق به او بهگونهای عمیق و ناب است که دل عاشق را همواره مشغول کرده است. در نهایت، شاعر آرزوی نزدیکی به این فرد را دارد و به زیباییهای او اشاره میکند.
هوش مصنوعی: سرو و صنوبر به خاطر زیبایی او شرمنده شدند و سنبل و سمن هم از درهمتنیدگی موهای خوشبویش به هم ریختند.
هوش مصنوعی: یک طرف، لباس گل را چاک کرده است. از روی گلش نگاه کن که چطور دل غنچه به خاطر عشق او خونین شده است. در سمت دیگر، دلش پر از آرزوها و عشق به اوست.
هوش مصنوعی: در دل من عشق او مانند آتشی سوزان است، همانطور که لالهای که در تیر رس نرگس زیبایش نشسته باشد، در حرارت و شور و شوق غمگین و دلتنگ است.
هوش مصنوعی: وقتی که او با زیبایی و ناز از کنار میگذشت، همه را به حسرت مینداخت. این چه قد و چه قامة دلربایی است که جان را از سر تا پایش تسخیر کرده است؟
هوش مصنوعی: اگر کسی به سوی چمن سرسبز بیاید، جمعی از افراد خوشحال و شاداب خواهند شد! به حدی که خضر نبی هم به واسطهی ردپای او پدیدار خواهد شد.
هوش مصنوعی: من از دوری او مانند نی ناله میزنم، روز و شب و در صبح و شام. تنها چیزی که نصیبم میشود، یک جرعه از نوشیدنی اوست.
هوش مصنوعی: به علت تعداد زیاد افرادی که در خدمت او بودند و صداقت آنها، طغرل به عنوان غلامی راستگو شناخته میشود و گلشن (باغ) مکان آرامش اوست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ترکی ست بدخو آنکه من دارم سر و سودای او
چشمی ست کافر آنکه شد جان و دلم یغمای او
شکلی به دل پنهان شده، بالا بلای جان شده
ای صد چو من قربان شده بر قد و بر بالای او
دل زان سر زلف دو تا زیر کلاهش کرده جا
[...]
خواهم فگندن خویش را پیش قد رعنای او
تا بر سر من پا نهد، یا سر نهم بر پای او
سرو قدش نوخاسته، ماه رخش ناکاسته
خوش صورتی آراسته، حسن جهانآرای او
گر در رهش افتد کسی، کمتر نماید از خسی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.