برد دلم را ز ره زلف سمنسای او
کرد شهید نگه نرگس شهلای او
گشته به هم توأمان از خط کلک ازل
دست من و دامنش فرق من و پای او!
کی بود اندر زمین در خور او مسکنی؟!
منظر چشمم بود منزل و مأوای او!
گردن سرو سهی خم شده از انفعال
دیده مگر در چمن قامت زیبای او؟!
فرش خرام رهش چشم امیدم بود
تا نرسد بر زمین نقش کف پای او!
گرچه مسیحا به لب زنده کند مرده را
در فن احیاگری ره نبرد جای او!
هر که به روز آورد شام فراق تو را
گر نه به حالش کنی رحم بود وای او!
میشکند چون خزف قیمت در عدن
همچو سخنهای من لعل شکرخای او!
باد تو را آفرین طغرل شاهین وطن
کردی تمام از سخن وصف سراپای او!
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف عشق و زیبایی محبوبش میپردازد. او از تأثیر عمیق عشق بر دل و جانش صحبت میکند، به گونهای که نگاه پر از زیبایی محبوبش مانند گل نرگس او را شهید میکند. شاعر به زیباییهای ظاهری و باطنی محبوبش اشاره میکند و به نوعی احساس تنهایی و فراق را بیان میکند. او از تلاشی برای رسیدن به محبوبش سخن میگوید و به قدرت عشق در زنده کردن روح و احیاگری اشاره میکند. در نهایت، شاعر با تحسین زیباییهای محبوبش، به عظمت و شکوه او در برابر سایر زیباییها میرسد.
هوش مصنوعی: دل من در مسیر زلف زیبای او گرفتار شده و نگاه نرگسوارش باعث هلاکت من گشته است.
هوش مصنوعی: دست من و دامن او به هم در هم آمیختهاند، مانند خطی که از آغاز نوشته شده است، و من از او جدا هستم مانند تفاوتی بین قد و پای او.
هوش مصنوعی: چه کسی در این دنیا برای او مکانی مناسب دارد؟! منزل و مکان او در نظر من، مانند منظری است که در چشمم میبینم!
هوش مصنوعی: شکوه و زیبایی قامت معشوق چنان است که حتی گردن بلند و راست درختان نیز از زیبایی او خم شده و تحت تأثیر قرار گرفتهاند. آیا در چمنزی خاص، قامت دلنشین او به چشم نمیآید؟
هوش مصنوعی: چشم من به راه او بود و امیدوار بودم که تا او به زمین برسد، رد پایش روی فرش نقش ببندد!
هوش مصنوعی: اگرچه شخصی مانند مسیحا میتواند مرده را زنده کند، اما در هنر احیاگری نمیتواند به مقام واقعی او برسد.
هوش مصنوعی: هر کسی که در روز، شب جدایی تو را به یاد بیاورد، اگر بر حالش رحم نکنی، وای به حال او!
هوش مصنوعی: در اینجا به یک مقایسه شاعرانه اشاره شده است. مشخصاً صحبت از این است که اگر شکسته شدن چیزهای بیارزش مانند سفال در جوار قیمتی همچون لعل (گوهری با ارزش) در عدن باشد، آنگاه سخنان من نیز باید بسیار ارزشمند و زیبا مانند لعل شکرخا باشند. به نوعی میخواهد بگوید که در میان کلمات و سخنانش، زیبایی و ارزشی نهفته است که شایسته توجه و تقدیر است.
هوش مصنوعی: باد به تو نیکوئی و زیبایی را هدیه کرده و تو را همچون طغرل، شاهین وطن شدهای؛ این وضعیت تماماً از کلامی است که دربارهی تو گفته میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بهر که مولی منم علی است مولای او
نسخۀ اسما منم علی است طغرای او
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.