گنجور

 
طغرای مشهدی

زلف با قامت او، تا به کمر همراه است

هر کجا روز بلند است، شبش کوتاه است

بی وصیت دلم از خود نرود شام فراق

این چراغی ست که از رفتن خود آگاه است

من دیوانه چه سان بگذرم از وادی عشق

جاده چون کوچه زنجیر، سراسر چاه است

گل زخمی که ز پیکان غمت در دل ماند

همچو نقش قدم خضر، زیارتگاه است

گر به گوشت نرسد ناله طغرا چه عجب

بس که از عشق زبون گشته، فغانش آه است

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
مولانا

از پی هر طلب تو عوضی از شاه است

همچو عطسه که پیش یرحمک‌الله است

جامی

ای که جان و دل آگاه تو را همراه است

بی تو آگه نیم از خویش خدا آگاه است

مدت صحبت تو عمر گرانمایه ماست

آه ازین عمر گرانمایه که بس کوتاه است

غم تو از دل ما در همه دلها ره کرد

[...]

صائب تبریزی

بند و زندان گرامی گهران از جاه است

یوسف ما به عزیزی چو رسد در چاه است

راستان از سخن خویش نگردند به تیغ

شمع تا کشته شدن با همه کس همراه است

هر قدر جامه او بر قد سروست دراز

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از صائب تبریزی
سلیم تهرانی

نارسایی به هنر در همه جا همراه است

جامهٔ سرو ز موزونی او کوتاه است

قسمتم نیست که از بند غم آزاد شوم

رفت صد قافله و یوسف من در چاه است

هر که برخاست ز شوق تو، دگر ننشیند

[...]

ادیب الممالک

شاه عادل بصف گیتی ظل الله است

دلش از پرتو الهام خدا آگاه است

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه