افسانه سنج نیست لب خونچکان ما
صد جا گزیده حرف چکد از زبان ما
ما تیره کوکبان همد زاغان ما تمیم
پرواز کرده بلبل عیش از میان ما
منقار صد همای بخون غوطه میزند
در جستجوی چاشنی استخوان ما
ما مرغ آتشیم و گر نیست باورت
بر شاخسار شعله به بین آشیان ما
هر بامداد غنچهٔ نشتر ستان غم
بخشد شکفتگی بگل بوستان ما
ما رفتهایم و کنج مزاری گرفتهایم
تا بار دوش کس نشود استخوان ما
ذکر سماع صومعه داران عرش گشت
هر نغمهٔ که اوج گرفت از زبان ما
«طالب» جگر به خنجر الماس چاکساز
تا در گلوی سینه نپیچد فغان ما



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.