شمع خورشیدم و ظلمتکدهام بی نورست
عیسی وقتم و هر مو بتنم رنجورست
جان بلب دارم و تلخست دهان پنداری
حرف شیرینی جان هم غلط مشهورست
زآن مشبک دلم از غمزهٔ معشوق که او
آنچه خواند نگهش نیشتر زنبورست
نیک و بد را بیکی دست نگهدار که نیست
بی خیال تو اگر مست و گر مستورست
کسر نفس است مرا یاد ز (عرفی) «طالب»
ورنه وصف گهر و قطره ز دریا دورست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.