تن سراسیمه و جان در طلب دستورست
با چنین حالی زین شیفته دوری دورست
مجلس دهر پر از ساز و نوای طربست
منع نظاره درین بزم بغایت دورست
وه چه می بود بپیمانهٔ ماکز اثرش
عمر هارفت و همان چشم اجل مخمورست
نغمه ناخن زن و دل نازک و خاطر مجروح
گر لبم زمزمهٔ سر نکند معذورست
میتراود نظر از بوم و برجان «طالب»
این سراپرده مگر جلوهگه منظورست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.