سیر دل کردم درو جز غم کسی راهی نداشت
در جوار عیشگاهی داشت رهگاهی نداشت
دربن هر موی، کوه محنتش دیدم نهان
وز طرب چندانکه کاویدم پرکاهی نداشت
شادی نامحرمش تا ره نیابد در حریم
کمتر از صد پاسبان در هر گذرگاهی نداشت
آسمان عشق را کردم بپای ناله سیر
غیر چشم خونفشان خورشیدی و ماهی نداشت
منعمی کامروز گردون را نمیآرد بچشم
دیدمش کز بینوائی در جگر آهی نداشت
قحط مصر خوبی آمد یاد ایامی که حسن
کم ز صد یوسف نهان در هر بن چاهی نداشت
صد جم و کی آمد و رفت از جهان «طالب» ولیک
هیچگه دوران بطبع شاه ما شاهی نداشت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.