خفتن نتوان درین گلستان
از ناله شب نخفته مرغان
ای شب نه غم منی خدا را
تا چند نمیرسی به پایان
من مانده و همرهان روانه
من خفته و کاروان شتابان
هستم ز تو من به جان خریدار
دردی که نمیرسد به درمان
جویند و چه سود چون نیابند
روزی که شوم ز دیده پنهان
من گریهکنان نشسته غمگین
تو خندهزنان گذشته شادان
دردی دارم طبیب کآن را
نتْوان گفت و نهفت نتوان
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان احساسات عمیق خود پرداخته و از غم و اندوهی که در دل دارد سخن میگوید. او اشاره میکند که در طول شب، صدای ناله مرغان بر خواب او تأثیر میگذارد و از شب میخواهد که غم او را درک کند و زودتر به پایان برسد. شاعر خود را در حالی توصیف میکند که در کنار دوستانش در انتظار سفر است، اما در درون دچار درد و رنجی است که نمیتواند آن را بیان کند. او به تنهایی و گریه کردن در کنار خاطرات شاد دیگران اشاره میکند و در نهایت از وجود دردی مینالد که هیچ درمانی ندارد و نمیتوان دربارهاش صحبت کرد.
هوش مصنوعی: در این گلستان، خوابیدن ممکن نیست زیرا صدای نالهی پرندگان شب زندهدار مانع از آن میشود.
هوش مصنوعی: ای شب، چرا غم من هستی؟ خدا را تا کی این وضعیت ادامه دارد و به پایان نمیرسد؟
هوش مصنوعی: من تنها ماندهام و همراهانم در حال حرکت هستند، در حالی که من خوابیدهام و کاروان با سرعت در حال پیشرفت است.
هوش مصنوعی: من به خاطر تو و به جان خودم، دردی را میخرم که هیچ درمانی برایش وجود ندارد.
هوش مصنوعی: آنها تلاش میکنند و چه بهرهای دارند اگر به هدف خود نرسند، روزی که من از نظرشان پنهان شوم.
هوش مصنوعی: من در حال گریه و اندوه نشستهام، در حالی که تو با خوشحالی و خنده از کنار من میگذری.
هوش مصنوعی: من دردی دارم که نه میتوانم آن را بیان کنم و نه میتوانم پنهانش کنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بر جانور و نبات و ارکان
سالار که کردت ای سخندان؟
وز خاک سیه برون که آورد
این نعمت بیکران و الوان؟
خوانی است زمین پر ز نعمت
[...]
آبان روز است روز آبان
خرم گردان به آب رز جان
بنشین به نشاط و دوستان را
ای دوست به عز و ناز بنشان
تا باده خوریم و شاد باشیم
[...]
آدینه و صبح و عید قربان
فرخنده گشاد هر سه یزدان
بر ناصر دین و تاج ملت
شاه عجم و پناه ایران
سنجر که نهیب خنجر او
[...]
دین را حرمیست در خراسان
دشوار ترا به محشر آسان
از معجزههای شرع احمد
از حجتهای دین یزدان
همواره رهش مسیر حاجت
[...]
ای روی تو آفتاب تابان
بردی دل و نیست بر تو تاوان
تو آفت جانی و جهانی
نام تو نهادهاند جانان
چون عهد تو پشت من شکسته
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.