نهانی رازهای دوستداران
کی میگوید به دشمن دوست، یاران؟
مسلمانان غم تنهاییام کُشت
خوش آن یاران خوش آن روزگاران
ندانستم چرا غافل گذشتند
ازین فرخندهمنزل آن سواران
به منزل رفتگان را آگهی نیست
ز حال پا به گل افتاده یاران
به راحت خفتگان را هیچ غم نیست
ز شبهای غم شبزندهداران
سرت گردم چو من نالنده مرغی
درین گلشن نیابی از هزاران
به دیدار تو محتاج آنچنانم
که دهقانان به ابر نوبهاران
طبیب این درد در دل از که داری
که میباری سرشک از دیده باران
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ تنهایی و اندوه شاعر در غیاب دوستان و یارانش است. شاعر به احساس درد و غم ناشی از این جدایی اشاره میکند و از بیخبری دیگران از حال کسانی که در غم به سر میبرند، شکایت دارد. او به وجود شادابی و خوشی که در گذشتهها بوده، حسرت میخورد و به نیاز و اشتیاقش برای دیدار دوستانش میپردازد. در نهایت، شاعر به دنبال درمان دردهایش است و از کسی که درمانش را میداند، کمک میخواهد.
هوش مصنوعی: هیچگاه رازهای عاشقان به دشمنان دوست گفته نمیشود، یاران.
هوش مصنوعی: مسلمانان، درد و اندوه تنهاییام مرا به شدت ناراحت کرده است. ای کاش یاران خوبم در آن روزهای خوب دوباره کنارم بودند.
هوش مصنوعی: من نمیدانم چرا این سواران از این منزل خوش یمن و خوشبخت غافل بودند و به راحتی از آن گذشتند.
هوش مصنوعی: کسانی که به سفر آخرت رفتهاند، از وضعیت دوستانی که در مشکلات و گرفتاریها به سر میبرند، خبری ندارند.
هوش مصنوعی: خفتگان آرام و بیخبر از درد و نگرانیهای شبزندهداران، هیچ غمی ندارند. آنها در راحتی خواب خود هستند و از غمها و مشکلات شبزندهداران بیخبرند.
هوش مصنوعی: من برای تو جانم را میدهم، چون مرغی در این باغ گلستان، نمیتوانی از بین هزاران مانند من پیدا کنی که چنین دلنالهای داشته باشد.
هوش مصنوعی: من به دیدار تو نیازمندم به سان دهقانی که به باران بهاری نیاز دارد.
هوش مصنوعی: دردی که در دلت داری را به چه کسی میگویی؟ که چشمانت از اشک مانند باران میبارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ابوالفتح آفتاب نامداران
مظفر نام و تاج کامگاران
اگر باران نباشد در بهاران
سرشگ و آه من بس باد و باران
جهان را بس بود نالیدن من
اگر بلبل ننالد در بهاران
سحرگه بانگ من بشنو ز مطرب
[...]
همه سیمین بر و زرین سواران
پری رویان و پروین گوشواران
زلبهای چو بسد در فروشان
ز گیسوهای مشکین مشکباران
بگاه عشرت و بوس و تماشا
[...]
نشست آن شب به نوشانوش یاران
صبوحی کرد با شب زندهداران
که گر جامه بپوشد شه هزاران
نگردی تو ز خیل بیقراران
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.