گنجور

 
طبیب اصفهانی

نهانی رازهای دوستداران

کی می‌گوید به دشمن دوست، یاران؟

مسلمانان غم تنهایی‌ام کُشت

خوش آن یاران خوش آن روزگاران

ندانستم چرا غافل گذشتند

ازین فرخنده‌منزل آن سواران

به منزل رفتگان را آگهی نیست

ز حال پا به گل افتاده یاران

به راحت خفتگان را هیچ غم نیست

ز شب‌های غم شب‌زنده‌داران

سرت گردم چو من نالنده مرغی

درین گلشن نیابی از هزاران

به دیدار تو محتاج آنچنانم

که دهقانان به ابر نوبهاران

طبیب این درد در دل از که داری

که می‌باری سرشک از دیده باران

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
قطران تبریزی

اگر باران نباشد در بهاران

سرشگ و آه من بس باد و باران

جهان را بس بود نالیدن من

اگر بلبل ننالد در بهاران

سحرگه بانگ من بشنو ز مطرب

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از قطران تبریزی
حمیدالدین بلخی

همه سیمین بر و زرین سواران

پری رویان و پروین گوشواران

زلبهای چو بسد در فروشان

ز گیسوهای مشکین مشکباران

بگاه عشرت و بوس و تماشا

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه