شمس نامی و نور می ندهی
ابری ای ایر خواره زن ابری
مؤمنم گوئی و نئی مؤمن
گبری ای ایر خواره زن گبری
صبر تو تلخ و بر گوار و غلیظ
صبری ای ایر خواره زن صبری
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
شمس نامی و نور می ندهی
ابری ای ایر خواره زن ابری
مؤمنم گوئی و نئی مؤمن
گبری ای ایر خواره زن گبری
صبر تو تلخ و بر گوار و غلیظ
صبری ای ایر خواره زن صبری


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بحث دربارهٔ ایمان و صبر میپردازد و از تضاد میان مؤمن و کافر سخن میگوید. او از طرفی به نور ایمان و صبر اشاره میکند و از طرف دیگر به سختی و تلخی صبر در مواجهه با دشواریها میپردازد. او به مخاطب خود میگوید که در ظاهر به مؤمن بودن ادعا میکند، اما در باطن از حقیقت دور است. در نهایت با اشاره به برخی ویژگیهای ناکافی افراد، او از طرف دیگر بر اهمیت و ارزش واقعی صبر و ایمان تأکید میکند.
هوش مصنوعی: ای آسمان ابری، تو شمس روشنی را نمیتابانی، و به ما تنها سایه و تاریکی میدهی.
هوش مصنوعی: ای کسی که از ایمان خود صحبت میکنی، اما در واقع مؤمن نیستی، مانند یک فرد گبر (مجوسی) هستی. تو به ظاهر مؤمن هستی اما در باطن ایمان نداری.
هوش مصنوعی: صبر تو همچون یک نوشیدنی تلخ و غلیظ است، اما باید این تلخی را تحمل کنی و سختیها را به جان بخری.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
محو گشت از هدایتش گبری
قدری شد به سعی او جبری
آفتابی و نور میندهی
ابری ای کیرخواره زن، ابری
مؤمنت خوانم و نهای مؤمن
گبری ای کیرخواره زن، گبری
به جدل همچو روبَه و شیری
[...]
همچو مردی که نیم او ببری
هیچ حظ از وجود او نبری
از محبت هنوز بی خبری
بی خبر نام عشق چند بری
تو که مردی، نمیکنی صبری
چه کنی بر زنان چنین جبری؟
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.