گنجور

الهامی کرمانشاهی » شاهدنامه (چهار خیابان باغ فردوس) » خیابان اول » بخش ۴۱ - ورود ابن زیاد به کوفه و رفتن درمسجد و خطبه خواندنش

 

ز گرد ره آن بد نژاد پلید

به نزدیکی کوفه چون دررسید

سرو بر به دستار و برد سیاه

نهان کرد بد اختر کینه خواه

یکی استر رهسپر زیرران

[...]

الهامی کرمانشاهی
 

الهامی کرمانشاهی » شاهدنامه (چهار خیابان باغ فردوس) » خیابان اول » بخش ۴۲ - شکستن اهل کوفه بیعت جناب مسلم را

 

گروهی که بد اهرمنشان دلیل

شکستند پیمان پور عقیل

ازآن صد هزارش که بودند یار

جز اندک نماندند و برگشت کار

یل هاشمی رخت ازآنجا که بود

[...]

الهامی کرمانشاهی
 

الهامی کرمانشاهی » شاهدنامه (چهار خیابان باغ فردوس) » خیابان اول » بخش ۴۳ - رفتن ابن زیاد به خانه ی هانی بن عروه

 

زن هانی اندر پس درشنید

مراین راز و رنگ ازرخ او پرید

نهانی زهانی به مسلم بگفت

همه گفت خود کرد بالا به جفت

که در خانه ی ما ز ابن زیاد

[...]

الهامی کرمانشاهی
 

الهامی کرمانشاهی » شاهدنامه (چهار خیابان باغ فردوس) » خیابان اول » بخش ۴۴ - جستجو نمودن معقل غلام ابن زیاد از جناب مسلم و پیدا کردن اورا

 

چو یکچند بگذشت وزان نامور

بجست و نیامد به دشمن خبر

پرستنده ای داشت پور زیاد

که بدنام او معقل پر فساد

یکی روز خواندش برخویش وگفت

[...]

الهامی کرمانشاهی
 

الهامی کرمانشاهی » شاهدنامه (چهار خیابان باغ فردوس) » خیابان اول » بخش ۴۵ - خواستن ابن زیاد هانی رابه دارالاماره و گرفتار شدن هانی

 

بدین سوی لختی قدم رنجه ساز

شنو آن سخن ها و برگرد باز

ازین خواند ن ناگهان درنهاد

تو را هیچ اندیشه ی بد مباد

تو را چون ندیدستم ازدیر باز

[...]

الهامی کرمانشاهی
 

الهامی کرمانشاهی » شاهدنامه (چهار خیابان باغ فردوس) » خیابان اول » بخش ۴۶ - گرفتن بنی مذجح گردد دارالاماره و پراکنده شدن ایشان به گفتار شریح قاضی کوفه

 

به مذحج نژادان رسید آگهی

که کاخ مهی شدز هانی تهی

بزرگان آن دوده گرد آمدند

زهر دربسی داستان ها زدند

به فرجام بستند کین را میان

[...]

الهامی کرمانشاهی
 

الهامی کرمانشاهی » شاهدنامه (چهار خیابان باغ فردوس) » خیابان اول » بخش ۴۷ - انجمن شدن یاران جناب مسلم

 

برفت و بیامد فرستاده زود

بدو برشمرد آنچه بگذشته بود

زکردار مردان مذحج نژاد

هم ازکار فرمانده ی بد نهاد

چو آن داوری مسلم سرفراز

[...]

الهامی کرمانشاهی
 

الهامی کرمانشاهی » شاهدنامه (چهار خیابان باغ فردوس) » خیابان اول » بخش ۴۸ - پنان گرفتن جناب مسلم به خانه ی طوعه

 

چو شد تیغ خورشید زرین حسام

نهان درنیام شبه گون شام

جهان یلی آسمان وفا

پسر عم فرخنده ی مصطفی (ص)

زمانی به هر سو همی بنگریست

[...]

الهامی کرمانشاهی
 

الهامی کرمانشاهی » شاهدنامه (چهار خیابان باغ فردوس) » خیابان اول » بخش ۴۹ - آگاهی یافتن بلال پسر طوعه ازحال جناب مسلم و خبر دادن به ابن زیاد

 

مرآن نیک زن را یکی پور بود

که جانش بر دیو مزدور بود

بلالش بدی نام اما بلال

زهم نامی اش درجنان پر ملال

برمادر آمد شبانگاه و گفت

[...]

الهامی کرمانشاهی
 

الهامی کرمانشاهی » شاهدنامه (چهار خیابان باغ فردوس) » خیابان اول » بخش ۵۰ - آگاه شدن جناب مسلم از آمدن دشمن و سلاح نبرد پوشیدن

 

از آن تنگ کاشانه بر پای خاست

وزان نیک زن جوشن رزم خواست

سبک زن بر مرد با دارو برد

برفت و بیاورد ساز نبرد

دلاور دل از جان روشن گرفت

[...]

الهامی کرمانشاهی
 

الهامی کرمانشاهی » شاهدنامه (چهار خیابان باغ فردوس) » خیابان اول » بخش ۵۱ - بیرون آمدن جناب مسلم از خانه ی طوعه و حمله کردنش بر سپاه مخالف

 

برآهیخت برنده تیغ ازنیام

چو تندر خروشید و برگفت نام

که مسلم منم مرگ هر بد گهر

علی ولی را برادر پسر

نبی و دوده و هاشمی گوهرم

[...]

الهامی کرمانشاهی
 

الهامی کرمانشاهی » شاهدنامه (چهار خیابان باغ فردوس) » خیابان اول » بخش ۵۲ - تنگ شدن کار بر محمد بن اشعث و کمک خواستنش از ابن زیاد

 

فرستاد وزان تیره دل یار خواست

به پیکار مسلم مددکار خواست

چنین داد سالار خود را پیام

که شد شرزه شیری برون از کنام

که پولاد جان است و خارا تن است

[...]

الهامی کرمانشاهی
 

الهامی کرمانشاهی » شاهدنامه (چهار خیابان باغ فردوس) » خیابان اول » بخش ۵۳ - مدد فرستادن ابن زیاد بد بنیاد بار دیگر برای محمد ابن اشعث کندی

 

چو آمد به بدخواه این آگهی

چنان شد کش آید تن از جان تهی

سپاهی فرستاد بیش از نخست

مگر کار بشکسته گردد درست

زهر سو رسید آن سپه خیل خیل

[...]

الهامی کرمانشاهی
 

الهامی کرمانشاهی » شاهدنامه (چهار خیابان باغ فردوس) » خیابان اول » بخش ۵۴ - فرستادن ابی زیاد

 

به ناوردگه چون فرازآمدند

زهر گوشه درترکتاز آمدند

نیاورد فرزانه یزدان شناس

زانبوه لشکر به دل برهراس

چو شیری ز زنجیر گشته رها

[...]

الهامی کرمانشاهی
 

الهامی کرمانشاهی » شاهدنامه (چهار خیابان باغ فردوس) » خیابان اول » بخش ۵۵ - زخم زدند بکربن حمران بر دهان و لب جناب مسلم و کشتن آن بزرگوار اورا

 

چو دیو دمان ازکمینگاه جست

بیفراشت با تیغ خونریز دست

ستمگر چو آورد بازو فرود

به روی سپهبد دم تیغ سود

زالماس بر لعلی آمد زیان

[...]

الهامی کرمانشاهی
 

الهامی کرمانشاهی » شاهدنامه (چهار خیابان باغ فردوس) » خیابان اول » بخش ۵۶ - ذکر آب خواستن جناب مسلم و آب آوردن طوعه و ریختن دندانهای آن حضرت درجام آب

 

زبس خسته بدآن ستوده نژاد

دمی پشت مردی به دیوار داد

که لختی بر آساید از کارزار

وزان پس به دشمن کند کار زار

تن خویش بی توش دید ازعطش

[...]

الهامی کرمانشاهی
 

الهامی کرمانشاهی » شاهدنامه (چهار خیابان باغ فردوس) » خیابان اول » بخش ۵۷ - امان دادن محمد بن اشعث جناب مسلم را و نپذیرفتن آن حضرت

 

به مسلم خروشید کای نامدار

تو را داد سالار ما زینهار

بس است اینهمه جنگ و خون ریختن

به همکیش خویش اندر آویختن

یکی از درمهربانی در آی

[...]

الهامی کرمانشاهی
 

الهامی کرمانشاهی » شاهدنامه (چهار خیابان باغ فردوس) » خیابان اول » بخش ۵۸ - چاه کندن دشمنان در راه جناب مسلم و دستگیر شدن آن بزرگوار

 

بکندش یکی چاه در رهگذر

به سر برش گسترد خاشاک و خار

سپهبد ندانسته بسپرد راه

بیفتاد چون ماه کنعان به چاه

سپه گرد آن چاه خرد و بزرگ

[...]

الهامی کرمانشاهی
 

الهامی کرمانشاهی » شاهدنامه (چهار خیابان باغ فردوس) » خیابان اول » بخش ۵۹ - ورود حضرت مسلم به مجلس ابن زیاد و مکالماتشان با یکدیگر

 

کشان روزبانان به بند اندرش

بردند زی مرد بد گوهرش

سپهبد ازآن کافر زشت نام

بتابید روی و نکردش سلام

یکی زان میان بر به مسلم بگفت

[...]

الهامی کرمانشاهی
 

الهامی کرمانشاهی » شاهدنامه (چهار خیابان باغ فردوس) » خیابان اول » بخش ۶۰ - در بیان فرستادن ابن زیاد بکربن حمران را به کشتن جناب مسلم

 

بدو گفت کاین هاشمی را ببر

به بام و ز پیکرش برگیر سر

به خون پدر خون بریز ازتنش

بیفکن پس ازبام در برزنش

پدر کشته دست دلاور گرفت

[...]

الهامی کرمانشاهی
 
 
۱
۲
۳
۴
۵
۲۲
sunny dark_mode