الهامی کرمانشاهی
»
شاهدنامه (چهار خیابان باغ فردوس)
»
خیابان اول
»
بخش ۵۳ - مدد فرستادن ابن زیاد بد بنیاد بار دیگر برای محمد ابن اشعث کندی
چو آمد به بدخواه این آگهی
چنان شد کش آید تن از جان تهی
سپاهی فرستاد بیش از نخست
مگر کار بشکسته گردد درست
زهر سو رسید آن سپه خیل خیل
چنان کز بر کوه سر تند سیل
چو اندر رسیدند تیغ آختند
به سوی سپهدار دین تاختند
بدیشان یکی نعره زد نامدار
چو غرنده رعد ازبر کوهسار
بیفراشت با تیغ دست یلی
ازو شد عیان دست و تیغ علی
ز شمشیر آن شهسوار گوان
زهر سوی جویی زخون شد روان
به تیغ سرانداز و زخم درشت
از آن لشگرگشن یک نیمه کشت
هزیمت گرفتند ازو کوفیان
چنو روبهان از هژبر ژیان
چو پور زیاد آگه ازکار شد
دلش پر زاندوه تیمار شد
پی یاری پور اشعث دمان
سپاهی نو آراست آن بد گمان
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، خبر بدی به دشمنان میرسد که باعث میشود که آنها از ترس جان خود، سپاهی بزرگتر از قبل به میدان بفرستند تا وضعیت را به نفع خود تغییر دهند. سپاه با عظمت و با هیاهو به جنگ میآید و زمانی که به میدان میرسند، تیغهای خود را به سمت سپهدار میکشند. در این میان، یکی از جنگجویان نامدار با صدای رعدآسا نعره میزند و در حالی که با تیغ خود حمله میکند، نشان از قدرت و شجاعت علی به وضوح نمایان میشود. جنگ شدید و خونینی در میگیرد و بسیاری از دشمنان کشته میشوند، در نتیجه، کوفیان به هزیمت میافتند. این پیروزی باعث میشود پسر زیاد از شکست آگاه شود و از نگرانی و اندوه پر شود. او تصمیم میگیرد سپاهی جدید برای کمک به لشگر خود ترتیب دهد.
هوش مصنوعی: زمانی که بدخواه به این خبر دست پیدا کرد، به گونهای حیرتزده شد که گویا جان از بدنش خارج میشود.
هوش مصنوعی: فرماندهی سپاهی بیشتر از ابتدا فرستاد تا شاید در آینده، کارهای خراب و ناتمام به سامان برسد.
هوش مصنوعی: از هر طرف سپاهیان انبوهی به سوی ما آمدند، همانطور که سیل تند از بالای کوه سرازیر میشود.
هوش مصنوعی: زمانی که به میدان رسیدند، شمشیرها را کشیدند و به سوی فرمانده دین حمله کردند.
هوش مصنوعی: او به آنها فریادی بلند کشید، همانطور که رعد و برق از دل کوهها صدا میدهد.
هوش مصنوعی: شخصی با دلاوری و قدرت خود، تیغش را به بلندای آسمان بلند میکند و از این کارش، قدرت و شجاعت علی روشن و هویدا میشود.
هوش مصنوعی: از شمشیر آن شاهزاده دلیر، خون مانند جوی آب جاری شد.
هوش مصنوعی: با شمشیر به میدان رفته و زخمی بزرگ بر بدن دارم، از آن لشگری که نصفش را به خاک انداختهام.
هوش مصنوعی: کوفیان از او شکست خوردند، همانطور که روباهان از گرگها میهراسند.
هوش مصنوعی: وقتی پسر زیاد از کارها باخبر شد، دلش پر از غم و اندوه شد.
هوش مصنوعی: به دنبال کمک از پسر اشعث، در آن لحظه سپاهی جدید و مجهز تشکیل شد، او که هراسان و بدبین بود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.