گنجور

سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۱

 

ای مقتدای اهل طریقت کلام توای تو جهان صدق و جهانی غلام تو
تاثیر کرد صدق تو در سینه‌ها چنانکشد بی‌نیاز مستمع از شرح نام تو
نام تو چون ورای زمانست و عقل و جانکی مردم زمانه در آید به دام تو
چون نفس ما و نفس تو کشتهٔ حسام تستبرنده باد بر تو و ما بر ما […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

ابن حسام خوسفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۷

 

من مرغ آشیانه قسدم به دام تو
ز آرامگه رمیده و یک چند رام تو
ای ساکنان کوی ترا چشم روشنی
از خاک آستانه عرش احترام تو
روح ملک به جبهه بساید هزار بار
خاکی که بر کشند برو نقش نام تو
زنده شود به بوی تو عظم رمیم من
بر خاکم ار رسد قدم خوشخرام تو
روی تو روز روشن و […]


متن کامل شعر را ببینید ...

ابن حسام خوسفی
 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۸۹۴

 

ای دل غلام أو شدی ای من غلام تو
بادت مبارک اینکه جهان شد به کام تو
از من به رسم بنده نوازی به او بگو
مشتاق خدمت است غلام غلام تو
آخر نه از توأم همه وقت آمدی پیام
آخر کجا شد آن کرم مستدام تو
پیش از سلام پیش روم قاعد ترا
گر در نماز باشم و آرد سلام تو
نام […]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی