من مرغ آشیانه قسدم به دام تو
ز آرامگه رمیده و یک چند رام تو
ای ساکنان کوی ترا چشم روشنی
از خاک آستانه عرش احترام تو
روح ملک به جبهه بساید هزار بار
خاکی که بر کشند برو نقش نام تو
زنده شود به بوی تو عظم رمیم من
بر خاکم ار رسد قدم خوشخرام تو
روی تو روز روشن و زلفت شب سیاه
فرخنده باد روز و شب و صبح وشام تو
خوش می کشد به دایره خط زمرُّدی
برگرد شکَّرت لب یاقوت فام تو
تا نسخ کرد ثلث عذارت خط غبار
نصفی خسوف یافت ز ماه تمام تو
باشد صباح دور قیامت صبوح من
آن شب که جرعه ای بدهندم ز جام تو
ابن حسام باده ی گلگون من ز دست
پاینده باد عشرت شرب مدام تو
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و دلبستگی عمیق شاعر به معشوقش است. شاعر با بیانی زیبا و خاص از longing (دلتنگی) و تاثیر معشوق در زندگی خود صحبت میکند. او با تشبیهات مختلف، زیبایی و نور معشوق را توصیف میکند و تأثیر حضور او بر روح و جسم خود را میستاید. شاعر همچنین به آرزوهای خود برای بودن در کنار معشوق و نوشیدن از جام عشق او اشاره دارد و زندگی را تا حد زیادی به وجود او وابسته میداند. شعر در کل تجلی عشق، زیبایی و اندوه دل در فراق معشوق است.
هوش مصنوعی: من پرندهای هستم که به دنبال آشیانهام و برای جذب تو به دام افتادهام، از جایی که آرامش داشتم دور شدم و اکنون برای مدتی تسلیم محبت تو هستم.
هوش مصنوعی: ای مردم این دیار، شما را تبریک میگویم و برایتان آرزوی خوشبختی دارم، چرا که بلندی و عظمت شما باعث شگفتی و احترام است.
هوش مصنوعی: روح فرشته هزار بار به خاکی که نام تو بر آن نقش است، سلام میدهد.
هوش مصنوعی: اگر بوی تو به مشامم برسد، حتی استخوانهای خشکیدهام هم زنده میشوند؛ اگر قدمهای شاداب تو بر خاکم بیفتد.
هوش مصنوعی: چهرهی زیبا و درخشان تو مانند روز روشن است و موی بلند و سیاهت همچون شب تاریک. برای تو روز و شب و صبح و شام، همه خوشیمن و مبارک باشد.
هوش مصنوعی: دوست داشتنی من با زیبایی خاصی در دایرهای سبز رنگ به من نزدیک میشود، درست مانند لبهای سرخ و درخشان تو.
هوش مصنوعی: وقتی که خط غبار روی چهرهات از بین رفت، نور زیبای تو بهطور کامل مانند ماهی که در کسوف قرار میگیرد، تحتالشعاع قرار گرفت.
هوش مصنوعی: در صبح روز قیامت، من در آن شب که از جام تو جرعهای به من بدهند، بیدار خواهم شد.
هوش مصنوعی: ای ابن حسام، از دست باد جاودانی، بادهی سرخ من را بگیر و همیشه از خوشی و لذت نوش جان کن.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از جود در جهان بپراکند نام تو
گردد همی سپهر سعادت به کام تو
خورشید زد علامت دولت به بام تو
تا گشت دولت از بن دندان غلام تو
چون در کف تو کشت کشیده حسام تو
آمد به گوش دولت عالی پیام تو
هنگام حمله خواست که ناگه به ذات خویش
بی دست تو برآید تیغ از نیام تو
از خون سرکشان ویلان شد عقیق رنگ
[...]
ای شرق و غرب عالم گشته به کام تو
ای کدخدای عالم و عالم غلام تو
دایم چو نام خویش در اقبال شرع باش
کاراسته است شرع محمد به نام تو
عقدی است عقل و واسطه او کلام تو
[...]
ای مقتدای اهل طریقت کلام تو
ای تو جهان صدق و جهانی غلام تو
تاثیر کرد صدق تو در سینهها چنانک
شد بینیاز مستمع از شرح نام تو
نام تو چون ورای زمانست و عقل و جان
[...]
ای داده چرخ در همه احکام کام تو
گردون مسخر تو و اجرام رام تو
معصوم همچو نام خدای بزرگوار
در لفظ ها ز فحش و ز دشنام نام تو
بنهاد دوست وار زمانه به دست قهر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.