گنجور

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۷۷

 

از طوطی من روی سخن رنگ برآورد

این آینه را حرف من از زنگ برآورد

از ننگ طمع نام نبود اهل سخن را

این طایفه را نام من از ننگ برآورد

فریاد کز این نغمه شناسان مخالف

[...]

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۷۸

 

گر غیر مرا از تو به نیرنگ برآورد

نتوان در دل را به گل وسنگ برآورد

خورشید نفس سوخته آمد به تماشا

تا آن رخ گلگون خط شبرنگ برآورد

از آتش رخسار تو داغی به جگر داشت

[...]

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۷۹

 

جان در بدن خاکی ما زنگ برآورد

این گوهر صاف از صدف این رنگ برآورد

در قطره چه مقدار کند جلوه محیطی

این دایره ها چشم مرا تنگ برآورد

در هر هنری دست دگر بود چو سروم

[...]

صائب تبریزی
 

قدسی مشهدی » غزلیات » شمارهٔ ۱۷۰

 

چون غنچه دلم از نم خون زنگ برآورد

خون دل من عاقبت این رنگ برآورد

نه غنچه این باغم و نه لاله این دشت

عشق از چه سیه‌بختم و دلتنگ برآورد؟

در بزم تو امشب به دلم خوش اثری داشت

[...]

قدسی مشهدی