گنجور

شعرهای با وزن «مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)» و حروف قافیهٔ «ری» - صفحهٔ ۱

 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۲۴

 

ای در دل من نشسته بگشاده دری

جز تو دگری نجویم و کو دگری

با هرکه ز دل داد زدم دفعی گفت

تو دفع مده که نیست از تو گذری


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۸۵

 

بالا شجری لب شکر و دل حجری

زنجیر سری، سیم‌بری رشک پری

چون برگذری درنگری دل ببری

چشمت مرساد سخت زیبا صوری


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۹۳

 

با من ترش است روی یار قدری

شیرین‌تر از این ترش ندیدم شکری

بیزار شود شکر ز شیرینی خویش

گر زان شکر ترش بیابد خبری


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۹۵

 

با یار به گلزار شدم رهگذری

بر گل نظری فکندم از بی‌خبری

دلدار به من گفت که شرمت بادا

رخسار من اینجا و تو بر گل نگری


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۰۰

 

بر کار گذشته بین که حسرت نخوری

صوفی باشی و نام ماضی نبری

ابن‌الوقتی، جوانی و وقت بری

تا فوت نگردد این دم ما حضری


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۰۵

 

بیچاره دلا که آینهٔ هر اثری

گر سر کشی از صفات با دردسری

ای آینه‌ای که قابل خیر وشری

زان عکس ترا چه غم که تو بیخبری


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۱۹

 

تو آب نی خاک نی تو دگری

بیرون ز جهان آب و گل در سفری

قالب جویست و جان در او آب حیات

آنجا که توئی از این دو هم بی‌خبری


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۵۱

 

خیری بنمودی و ولیکن شری

نرمی و خبیث همچو مار نری

صدری و بزرگی و زرت هست ولیک

انصاف بده که سخت مادر غری


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۵۲

 

در بادیهٔ عشق تو کردم سفری

تا بو که بیایم ز وصالت خبری

در هر منزل که می‌نهادم قدمی

افکنده تنی دیدم و افتاده سری


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۷۶

 

دوش آمد آن خیال تو رهگذری

گفتم بر ما باش ز صاحب نظری

تا صبح دو چشم من بگفتش بتری

مهمان منی به آب چندانکه خوری


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۸۳

 

دی مست بدی دلا و چست و سفری

امروز چه خورده‌ای که از دی بتری

رقصان شده سر سبز مثال شجری

یا حاجب خورشید بسان سحری


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۹۲

 

سرسبزتر از تو من ندیدم شجری

پرنورتر از تو من ندیدم قمری

شبخیزتر از تو من ندیدم سحری

پرذوق‌تر از تو من ندیدم شکری


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۴۰

 

گفتند که هست یار را شور وشری

گفتم که دوم بار بگو خوش خبری

گفتا ترش است روی خوبش قدری

گفتم که زهی تهمت کژ بر شکری


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۵۵

 

مست است خبر از تو و یا خود خبری

خیره است نظر در تو و با تو نظری

درهم شده خانهٔ دل از حور و پری

وز دیده تو از گو شککی می‌نگری


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۶۴

 

من دوش به کاسهٔ رباب سحری

می‌نالیدم ترانهٔ کاسه‌گری

با کاسهٔ می درآمد آن رشک پری

گفتا که اگر کاسه زنی کوزه خوری


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۶۸

 

مهمان دو دیده شد خیالت گذری

در دیده وطن ساخت ز نیکو گهری

ساقی خیال شد دو دیده میگفت

مهمان منی به آب چندان که خوری


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۵

 

گفتم بکنم توبه ز صاحبنظری

باشد که بلای عشق گردد سپری

چندانکه نگه می‌کنم ای رشک پری

بار دومین از اولین خوبتری


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی شیرازی
 

سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۶

 

هر روز به شیوه‌ای و لطفی دگری

چندانکه نگه می‌کنمت خوبتری

گفتم که به قاضی برمت تا دل خویش

بستانم و ترسم دل قاضی ببری


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی شیرازی
 

سعدی » مواعظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۰

 

فردا که به نامهٔ سیه درنگری

بس دست تحسر که به دندان ببری

بفروخته دین به دنیی از بیخبری

یوسف که به ده درم فروشی چه خری؟


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی شیرازی
 

سعدی » مواعظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۱

 

گویند که دوش شحنگان تتری

دزدی بگرفتند به صد حیله‌گری

امروز به آویختنش می‌بردند

می‌گفت رها کن که گریبان ندری


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی شیرازی
 

[۱] [۲] [۳] … [صفحهٔ آخر]