گنجور

اشعار مشابه

 

وحشی بافقی » گزیدهٔ اشعار » غزلیات » غزل ۳۷۵

 

خواهد دگر به دامگهی بال بسته ای

مرغ قفس شکسته‌ای از دام جسته ای

صیاد کیست تا نگذارد ز هستیش

غیر از سر بریده و بال شکسته‌ای

صیدی ستاده باز که بندد گلوی جان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی بافقی
 

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳۹

 

یارب! تو دوش با که به شادی نشسته‌ای؟

کامروز بی‌غم از در ما باز جسته‌ای

از روی عشوه بند قبا را گشاده باز

وز راه شیوه طرف کله بر شکسته‌ای

سیم از میان ببرده و در کیسه ریخته

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی مراغه‌ای
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۳۷

 

چون صبح دارم از چمنی رنگ جسته‌ای

گرد شکسته‌ای به هوا نقش بسته‌ای

گل‌ کرده‌ای ز مصرع برجستهٔ نفس

یک سکته در دماغ تامل نشسته‌ای

خون می‌خورم ز درد دل و دم نمی‌زنم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۸۸۹

 

ای آن که دل به ابروی پیوسته بسته ای

غافل مشو که در ته طاق شکسته ای

ای زلف یار اینقدر از ما کناره چیست؟

ما دلشکسته ایم و تو هم دلشکسته ای

امروز از نگاه تو دل آب می شود

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۲۲

 

ای یار بی‌وفا که ز ما برشکسته‌ای

پیوند مهر و عِقد محبت گسسته‌ای

ضایع مکن حقوقِ مودّت به هیچ حال

گر خود همه دمی‌ست که با ما نشسته‌ای

ما از تو خسته‌ایم و شکایت نمی‌کنیم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری قهستانی
 

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۰۳

 

ای زلف پرشکن تو سرا پا شکسته ای

گویا زبار خاطر عشاق خسته ای

عاشق نه ی چیست سرافکنده ای به پیش

دیوانه نیستی و سلاسل گسسته ای

مجنون نه ی برای چه حیران و والهی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

آشفتهٔ شیرازی
 

اسیر شهرستانی » دیوان اشعار » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۳۳۰

 

از گلشن زمانه چه گلدسته بسته ای

رام که می شوی ز خیال که جسته ای

گل بی تکلفانه به سر می توان زدن

انگار کن که طرف کلاهی شکسته ای

رعناتر از بهاری و رنگین تر از گلی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

اسیر شهرستانی
 

نشاط اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۸۱

 

پیوند عهدهاست که از هم گسسنه ای

یا حلقه های زلف بهم بر شکسته ای

کس جز تو ره نداشت در این خانه خلق را

آگه که کرد از این که تو در دل نشسته ای

از پاس ناتوانی آن چشم صید بند

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

نشاط اصفهانی