زلف او هر جانب افکندست دام غمزهای
از نگاهش بزم مستان را پیام غمزهای
در تماشاگاه حسنش بیخبر افتاده است
هر طرف نظّارهای در دست جام غمزهای
غیرت او تا چه شورش از کمین آرد برون
پیش او بردیم گستاخانه نام غمزهای
از برای قتل عام روز محشر حسن را
هست پنهان تیغ نازی در نیام غمزهای
دیدة پُر اشک حسرت، سینة پر داغ غم
این چنین فیّاض کم بودی به کام غمزهای



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به حالت دلbroken و بیمهری معشوق خود اشاره میکند. او از دوری و سردی معشوق شکایت دارد و احساس میکند که عشقشان به تباهی کشیده شده است. به نوعی، شاعر معشوق را متهم میکند که به دشمن تبدیل شده و به او جفا میکند. او از یادآوری معشوق و تأثیر منفی آن بر زندگیاش سخن میگوید، و از خاطرات شیرین گذشته پس از جدایی یاد میکند. در نهایت، شاعر به عمق درد و رنج ناشی از این جدایی پرداخته و به یاد ماندن معشوق در ذهنش اشاره میکند.
هوش مصنوعی: زلف او به هر سو افتاده است و با هر نگاهش جاذبهای دارد که مجالس شاد را تحت تأثیر قرار میدهد و پیامی از زیبایی و魅ت به همراه میآورد.
هوش مصنوعی: در جایی که زیبایی او به تماشا گذاشته شده، هر کسی به دور خود غرق تماشای اوست و در دستش جامی است که نشاندهنده دلربایی و جذابیت اوست.
هوش مصنوعی: غرور و غیرت او چنان است که وقتی به جنگ میآید، همهی ترسها و پنهانکاریها را کنار میزند و با جسارت نام محبوب سردمدار را فاش میکند.
هوش مصنوعی: در روز قیامت، برای قضاوت و حسابرسی، زیباییها و جذابیتهای پنهانی وجود دارد که مانند شمشیری در نیام آماده است. این زیباییها همچون نگاهی دلربا میتوانند تأثیر عمیقی بگذارند.
هوش مصنوعی: چشمان پر از اشک و حسرت و دل پُر از درد و غم، این همه احساسات تلخ و غمانگیز به خاطر یک لبخند جاندار و زیبا کم بود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.