گنجور

خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۷۴ - در تجرید و عزلت و قناعت و بی‌طمعی و شکایت از روزگار

 

ناگذران دل است نوبت غم داشتن

جبهت آمال را داغ عدم داشتن

صاحب حالت شدن حلهٔ تن سوختن

خارج عادت شدن عدهٔ غم داشتن

سر به تمنای تاج دادن و چون بگذری

[...]

خاقانی شروانی
 

نظیری نیشابوری » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۳۱ - ایضا در منقبت امام هشتم

 

سیم و زر از بهر چیست وقف کرم داشتن

بر همه کردن نثار وز همه کم داشتن

سر به فلک می کشد ابر ز در ریختن

خاک به سر می کند کان ز درم داشتن

شیوه آزادگان دادن و نگرفتن است

[...]

نظیری نیشابوری
 

عرفی شیرازی » قصیده‌ها » شمارهٔ ۴۶ - حکمت و موعظت

 

عادت عشاق چیست مجلس غم داشتن

حلقه شیون زدن ماتم هم داشتن

بر سر عمان درد موج حلاوت زدن

بر در میدان دل فوج ستم داشتن

حمد غم و نعت درد بر لب دل دوختن

[...]

عرفی شیرازی
 

قدسی مشهدی » غزلیات » شمارهٔ ۴۱۲

 

شرط بود کفر و دین، هر دو به هم داشتن

دل به صمد باختن، رو به صنم داشتن

گر نبود عشق هم، فرض بود مرد را

فال محبت زدن، نیت غم داشتن

ظلم بود سینه را، داشت ز افغان جدا

[...]

قدسی مشهدی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۳۲

 

منفعل خلق را ناز صنم داشتن

زنگی و با آن جمال آینه هم داشتن

خاک خوری خوشتر است زین همه تن‌پروری

تا به‌ کی انبان صفت حلق و شکم داشتن

می‌شکند صد کلاه بر فلک اعتبار

[...]

بیدل دهلوی
 

حزین لاهیجی » قصاید » شمارهٔ ۲۸ - در منقبت حضرت امیر مومنان علیه السلام و آرزوی نجف اشرف

 

می رسدم از سخن رایت جم داشتن

مشرق و مغرب زمین، زیر قلم داشتن

لایق شان من است، مژده به انصاف ده

نوبت شاهی زدن، خامه علم داشتن

لفظ و معانی بود، زیر رکابم روان

[...]

حزین لاهیجی
 

غالب دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۸۳

 

خیره کند مرد را مهر درم داشتن

حیف ز همچون خودی چشم کرم داشتن

وای ز دلمردگی خوی بد انگیختن

آه ز افسردگی روی دژم داشتن

راز برانداختن از روش ساختن

[...]

غالب دهلوی