گنجور

شعرهای با وزن «مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)» و حروف قافیهٔ «راید»

 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۲

 

بر سر آنم که گر ز دست برآید

دست به کاری زنم که غصه سر آید

خلوت دل نیست جای صحبت اضداد

دیو چو بیرون رود فرشته درآید

صحبت حکام ظلمت شب یلداست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۹

 

مرد که با عشق دست در کمر آید

گر همه رستم بود ز پای درآید

ورزش عشق بتان چو پردهٔ غیب است

هر دم ازو بازویی دگر بدر آید

نیست به عالم تنی که محرم عشق است

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی شروانی
 

قاآنی » قطعات » شمارهٔ ۵۸

 

طلعت مقصود چون ز پرده درآید

خلق جهان را تمام پرده‌ در آید

دوست مگو جلوه گر شود به قیامت

هست قیامت چو دوست جلوه گر آید

دیدهٔ ما تاب آفتاب ندارد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۰۳

 

از کمرش کام دل چگونه برآید

خردشودشیشه ای که برکمرآید

گل شوداز اضطراب دست زلیخا

یوسف ماچون ز صحن باغ برآید

محنت روی زمین رسید به مجنون

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی