گنجور

اقبال لاهوری » ارمغان حجاز » دجود است اینکه بینی یا نمود است

 

دجود است اینکه بینی یا نمود است

حکیم ما چه مشکلها گشود است

کتابی بر فن غواص بنوشت

ولیکن در دل دریا نبود است


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

اقبال لاهوری » پیام مشرق » شهید ناز او بزم وجود است

 

شهید ناز او بزم وجود است

نیاز اندر نهاد هست و بود است

نمی بینی که از مهر فلک تاب

به سیمای سحر داغ سجود است


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

اقبال لاهوری » پیام مشرق » چه لذت یارب اندر هست و بود است

 

چه لذت یارب اندر هست و بود است

دل هر ذره در جوش نمود است

شکافد شاخ را چون غنچهٔ گل

تبسم ریز از ذوق وجود است


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

فایز » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۱۵

 

رخ تو آتش و زلف تو دود است
مرا زین سرد‌مهری‌ها چه سود است؟
چو فایز در بیابان تشنه جان داد
چه حاصل در صفاهان زنده‌رود است


متن کامل شعر را ببینید ...

فایز