گنجور

شعرهای با وزن «مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)» و حروف قافیهٔ «ای»

 

سعدی » مواعظ » قطعات » شمارهٔ ۱۹۱

 

نخواهی کز بزرگان جور بینی

عزیز من به خردان برببخشای

اگر طاقت نداری صدمت پیل

چرا باید که بر موران نهی پای؟


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی شیرازی
 

اقبال لاهوری » ارمغان حجاز » چه میخواهی ازین مرد تن آسای

 

چه میخواهی ازین مرد تن آسای

به هر بادی که آمد رفتم از جای

سحر جاوید را در سجده دیدم

به صبحش چهره شامم بیارای


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

اقبال لاهوری » ارمغان حجاز » یکی از حجرهٔ خلوت برونی

 

یکی از حجرهٔ خلوت برونی

بباد صبحگاهی سینه بگشای

خروش این مقام رنگ و بو را

بقدر نالهٔ مرغی بیفزای


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۸۰۲

 

شتربانا، دمی محمل میارای

رها کن تا ببوسم ناقه را پای

نهادند آشنایان بار بر دل

دلم رفته ست و بارش ماند بر جای

روان شد محمل و جانم به دنبال

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۱۸

 

به مزدِ جان خود بر من ببخشای

دمی در کلبه ی احزان ما آی

چه معنی دارد این نامهربانی

بیا ای رشک مهر عالم آرای

بیا ای دیده را چون روشنایی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری قهستانی
 

کمال‌الدین اسماعیل » قطعات » شمارهٔ ۳۱۲ - وله ایضا

 

مرا سیّ و دو خدمتکار بودند

همه یک خانه و یک روی و یک رای

و شاقانی چو مروارید خوشاب

سمن دیدار و خندان و شکر خای

همه سر تیز و سخت و چست و چالاک

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۵۹

 

مپوشان روی خود ای شوخ خود رای

تو چشمی چشم بر عشاق بگشای

ستم تا کی کتنی فرمانیم جور

کرم فرما دگر اینها مفرمای

از دست ما کجا بگریزد آن زلف

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی
 

جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۴۵۱

 

تویی آن آفتاب عالم آرای

که داری در دل هر ذره ای جای

جمالت را عماری در عمارت

نمی گنجد سوی ویران ما آی

مپوش از ما به ما نور رخ خویش

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی