گنجور

عطار » خسرونامه » بخش ۱ - بسم اللّه الرحمن الرحیم

 

جهان کز اوّل و کز آخر آمد

وگر باطن شد و گر ظاهر آمد

عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۲ - در نعت سیدالمرسلین خاتم النبیین صلی اللّه علیه و آله و سلم

 

فلک در آستین صد جان برآمد

بخدمت چون گریبان بر سر آمد

عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۶ - در فضیلت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام

 

چو شهر علم دین پیغمبر آمد

اگر بابیست آن را حیدر آمد

عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۱۷ - دیدن گل هرمز را در باغ و عاشق شدن

 

چنان برقی بجان او درآمد

که چون رعدی فغان از وی برآمد

عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۲۳ - زاری هرمز در عشق گل پیش دایه

 

چو شد روز و شب دیگر درامد

فرو شد آفتاب و مه برامد

عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۲۴ - رسیدن گل و هرمز در باغ و سرود گفتن با رباب

 

سپیده از پس بالا درآمد

دُر صبح از بن دریا برآمد

عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۲۵ - خواستگاری شاه اصفهان از گل

 

ز هر جانب چو آتش لشکر آمد

بگردون گرد بر گردون برآمد

عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۲۷ - نامه نوشتن گل به خسرو در فراق و ناخوشی

 

ازان صد شاخ خون از سردرامد

که آن شاخ از زمین دل برامد

عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۲۷ - نامه نوشتن گل به خسرو در فراق و ناخوشی

 

چو روی او بچشم تو درآمد

چو ببرید از تو خون از تو برآمد

عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۲۷ - نامه نوشتن گل به خسرو در فراق و ناخوشی

 

بلندی یافت تا چشمم،‌ برامد

از آن اندر بلندی با سرامد

عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۲۹ - رفتن خسرو به طبیبی بر بالین گلرخ

 

چو خورشید از خم گردون درآمد

ز زیر چرخ سقلاطون برآمد

عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۳۱ - بیمار گشتن جهان افروز

 

چو ابر از آسمان گریان برامد

همه روی زمین خندان درامد

عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۳۲ - بیمار گشتن جهان افروز

 

چو گربه بر دوید و بر سر آمد

ز سگ در تک بصد ره بهتر آمد

عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۳۵ - عشرت كردن گل و خسرو باهم

 

هوا را آب خضر از سر درآمد

زمین را گنج قارون با سرآمد

عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۳۸ - غزل گفتن ارغنون ساز در مجلس خسرو و عشرت كردن

 

چو باده پای کوبان بر سر آمد

شه از یک کاسه چون دیگی برآمد

عطار
 
 
۱
۲
۳
۴
sunny dark_mode