گنجور

عطار » خسرونامه » بخش ۴۶ - آگاهی یافتن خسرو از پیدا شدن گل

 

بجای آورد حالی شاهزاده

که آن کاریست با حسنا فتاده

عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۵۰ - رزم خسرو با شاه سپاهان و كشته شدن شاه سپاهان

 

نخستین، پیش میدان شد پیاده

قدم غرقه در آهن تا چکاده

عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۵۰ - رزم خسرو با شاه سپاهان و كشته شدن شاه سپاهان

 

درامد گرد شه پیل و پیاده

ز اسپ خویش رخ بر شه نهاده

عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۵۶ - از سر گرفتن قصّه

 

گلش گفت ای خرد یکسو نهاده

بخون جان خود بازو گشاده

عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۵۷ - آگاهی یافتن خسرو از گل

 

دران شب شاه چین شمعی نهاده

نشسته بود با آن حور زاده

عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۶۰ - در صفت موی

 

گرفته موی تو مست اوفتاده

چو موی مژّه لب بر هم نهاده

عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۶۷ - باز رفتن بسر قصّه

 

جهانی را بهشتی حور زاده

بهشتی را جهانی نور داده

عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۶۷ - باز رفتن بسر قصّه

 

شه خوزی ز غصّه جان بداده

شهنشاهی به بهرام اوفتاده

عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۶۹ - سپری شدن کار خسرو

 

بپیش خاک خسرو جان بداده

بزاری درغم جانان فتاده

عطار
 

عطار » سی فصل » بخش ۳

 

به هر چه از قضا آید رضاده

دل و جان را به نور او صفا ده

عطار
 

عطار » سی فصل » بخش ۲۳

 

درین ره اولیا جمله ستاده

درین ره انبیا هم سر نهاده

عطار
 

عطار » بیان الارشاد (مفتاح الاراده) » بخش ۱۶ - در بیان ریاضت فرماید

 

یکی دلقی و دو نان و سجاده

چو دانا گوشهٔ عزلت فتاده

عطار
 

عطار » هیلاج نامه » بخش ۱ - بسم الله الرحمن الرحیم

 

ترا در راه معنی راه داده

ز شوقت داغ بر دلها نهاده

عطار
 

عطار » هیلاج نامه » بخش ۲۲ - در نموداری عشق به هر انواع گوید

 

چو در خمخانهٔ عشقی فتاده

بماندستی عیانی هست باده

عطار
 

عطار » هیلاج نامه » بخش ۲۴ - در آنچه شریعت و حقیقت مراد یکی است

 

نه منصور است اینجا جان بداده

سر خود بر کف جانان نهاده

عطار
 

عطار » هیلاج نامه » بخش ۲۹ - در هدایت یافتن در شریعت فرماید

 

دلم خونست در راهت فتاده

دمادم خون ازو اینجاگشاده

عطار
 

عطار » هیلاج نامه » بخش ۲۹ - در هدایت یافتن در شریعت فرماید

 

منم بیهوش با هوش اوفتاده

بحکم و رأی تو گردن نهاده

عطار
 

عطار » هیلاج نامه » بخش ۵۰ - جواب دادن شیخ جنید شیخ کبیر را

 

وصالش جزو و کلی هست داده

بود اینجا نباشد دوست و ساده

عطار
 

عطار » هیلاج نامه » بخش ۵۰ - جواب دادن شیخ جنید شیخ کبیر را

 

ندیدی شاه در میدان ستاده

از آنی چشم در کویش نهاده

عطار
 
 
۱
۵
۶
۷
۸
۹
۱۸