گنجور

خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳۹

 

چه جرم رفت که رفتی و ترک ما کردیبه خون ما خطی آوردی و خطا کردی
گرت کدورتی از دوستان مخلص بودچرا برفتی و با دشمنان صفا کردی
کنون که قامت من در پی تو شد چو کماندل مرا هدف ناوک بلا کردی
به خشم رفتی و اشکت ز پی دوانیدمچو رفت آب رخم عزم ماجرا کردی
چرا چو […]


متن کامل شعر را ببینید ...

خواجوی کرمانی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۹۱۴

 

به یک کرشمه کزان چشم دلربا کردی
چو جان به سینه درون آمدی و جا کردی
خدنگ ناز چو از غمزه راست بگشادی
به دل درست زدی، گر ز تن خطا کردی
من ار چه تیغ زنم، دل ز تو جدا نشود
تو ناوکی زدی و دل ز من جدا کردی؟
دلم که شادی وصل ترا نکرده شکر
هزار شکر کنم کز […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۱ - ماه بر سر مهر

 

چه شد که بار دگر یاد آشنا کردیچه شد که شیوه بیگانگی رها کردی
به قهر رفتن و جور و جفا شعار تو بودچه شد که بر سر مهر آمدی وفا کردی
منم که جورو جفا دیدم و وفا کردمتوئی که مهر و وفا دیدی و جفا کردی
بیا که با همه نامهربانیت ای ماهخوش آمدی و گل […]


متن کامل شعر را ببینید ...

شهریار