گنجور

خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۰۱

 

مگر بدیده مجنون نظر کنی ورنیچگونه در نظر آید جمال طلعت لیلی
حدیث حسنت و ادراک هر کسی بحقیقتجمال یوسف مصریست پیش دیدهٔ اعمی
مقیم طور محبت ز شوق باز نداندشعاع آتش مهر از فروغ نور تجلی
کمال معجزهٔ حسن بین که غایت سحرستشکنج زلف چو ثعبان نهاده بر کف موسی
حکایتیست ز حسنت جمال لعبت چینینمونه‌ئیست ز نقشت […]


متن کامل شعر را ببینید ...

خواجوی کرمانی
 

سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » غزل شمارهٔ ۱۰۹

 

ایا خلاصهٔ خوبان کراست در همه دنییچنین تنی همگی جان و صورتی همه معنی
غم تو دنیی و دین است نزد عاشق صادقکه دل فروز چو دینی و دل‌ربای چو دنیی
بر آستان تو بودن مراست مجلس عالیبه زیر پای تو مردن مراست پایهٔ اعلی
اگر چه نیست تویی و منی میان من و تومنم منم به تو […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سیف فرغانی
 

سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۰۹

 

ایا خلاصه خوبان کراست درهمه دنیی
چنین تنی همگی جان وصورتی همه معنی
غم تو دنیی ودینست نزد عاشق صادق
که دل فروز چو دینی ودل ربای چو دنیی
برآستان تو بودن مراست مجلس عالی
بزیر پای تو مردن مراست پایه اعلی
اگرچه نیست تویی ومنی میان من وتو
منم منم بتو لایق تویی تویی بمن اولی
تو در مشاهده با دیگران ومن […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سیف فرغانی
 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۹۸۶

 

بچشم جان چو چراغی که در میان ز جاجی
ز عشق آب حیاتی ز عقل ملح اجاجی
درین مرقع اگر چون کلاه صاحب ترکی
ز قالب ارچه شوی دور بر سر همه تاجی
اگر به شیوه منصور دم زنی ز اناالحق
یقین شود دم آخر که چند مرده حلاجی
بعلم و عقل فرو ماندی از همه عجب است این
که فیل داری […]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی
 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۳۱

 

زمن که مهر تو دارم به سینه روی چه تایی
الا تعرض عینی وانت تعلم مانی
بیا معاینه بنگر که چونم از غم عشقت
ذات بک چسمی بشیب یوم شیابی
تن ضعیف نزارم اگر چنانکه ببینی
تراک مثل خلال مدنی حلال نیابی
اذوب من حسراتی و ما أرید حیونی
گرم به تیغ زنی به از آنکه روی بتابی
لقد نت تنبلی و ما […]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی