گنجور

اشعار مشابه

 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۳۳

 

حدی نداری در خوش لقایی

مثلی نداری در جان فزایی

بر وعده تو بر نجده تو

که م دوش گفتی هی تو کجایی

کردم کرانه ز اهل زمانه

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۳۴

 

تو جان مایی، ماه سمایی

فارغ ز جمله اندیشهایی

جویی ز فکرت، داروی علت

فکرست اصل علت فزایی

فکرت برون کن، حیرت فزون کن

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۳۵

 

با چرخ گردان تیره هوایی

دارد همیشه قصد جدایی

هذا محمد قتلی تغمد

انا معود حمد الجفایی

هذا حبیبی هذا طبیبی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۰۰

 

هذا طبیبی، عند الدوآء

هذا حبیبی، عند الوء

هذا لباسی، هذا کناسی

هذا شرابی، هذا غذایی

هذا انیسی، عندالفراق

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۶

 

ای خوشتر از جان، آخر کجایی؟

کی روی خوبت با ما نمایی؟

بی‌تو چنانم کز جان به جانم

هر سو دوانم، آخر کجایی؟

بیمار خود را می‌پرس گه گه

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

عراقی
 

عبید زاکانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۰

 

افتاده بازم در سر هوائی

دل باز دارد میل بجائی

او شهریاری من خاکساری

او پادشاهی من بینوائی

بالا بلندی گیسو کمندی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

عبید زاکانی