تابم ز دل برد کافرادایی
بالا بلندی کوته قبایی
از خوی ناخوش دوزخ نهیبی
وز روی دلکش مینولقایی
در دیرگیری غافل نوازی
در زودمیری عاشق ستایی
زردشت کیشی آتش پرستی
برسم گزاری زمزم سرایی
چون مرگ ناگه بسیارتلخی
چون جان شیرین اندک وفایی
در کام بخشی ممسک امیری
در دلستانی مبرم گدایی
گستاخ سازی پوزش پسندی
طاقت گدازی صبرآزمایی
در کینه ورزی تفسیده دشتی
در مهربانی بستانسرایی
از زلف پر خم مشکین نقابی
از تابش تن زرین ردایی
در عرض دعوی لیلینکوهی
بر رغم غالب مجنونستایی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف احوالات و احساسات مختلف میپردازد. او از کشمکشهای درونی و ناامیدیهای عاشقانه صحبت میکند و به تمایز میان عشق و مرگ، زیبایی و زشتی اشاره میکند. شاعر از تجربیات مختلفی مانند دوستی، کینه، و محبت سخن میگوید و با استفاده از تصاویری پر از نماد و تشبیه، تضادهای زندگی را به تصویر میکشد. در نهایت، او به قدرت عشق و تأثیر آن بر روح انسان اشاره میکند و نشان میدهد که عشق میتواند در عین تلخیها، زیباییهایی را به ارمغان آورد.
هوش مصنوعی: دلم را به شدت خوشحال میکند، مثل کسی که در میان بلندیهای کوهستانی با ظاهری ساده و بدون فخرفروشی، احساس آرامش و شادابی عمیقی دارد.
هوش مصنوعی: از کمبودهای خود که شبیه دوزخ هستند، رها شو و به زیباییهای دنیا توجه کن.
هوش مصنوعی: در اشعار به تصویر کشیده شده، به این موضوع اشاره میشود که در پیگیری مسائل و موضوعات دینی یا معنوی، نباید از محبت و دوستی غافل شد. با وجود اینکه ممکن است زمان کوتاهی را برای زندگی داشته باشیم، اما باید عشق و محبت را در زندگیمان گرامی بداریم.
هوش مصنوعی: زردشت، مروج آیین آتشپرستی، به یادگار افکار خودش حوضی از آب زلال و روحافزا را به وجود آورد.
هوش مصنوعی: مرگ ناگهانی میتواند بسیار دردناک و تلخ باشد، در حالی که زندگی و جان انسان به اندازهای شیرین و ارزشمند است که حتی کمی از آن نیز کم ارزش نیست.
هوش مصنوعی: اگر کسی با بخشش خود به من میتواند لذت و خوشی بخشد، من هرگز خود را دلسرد نمیکنم و از فقر و نیازمندی شرمنده نمیشوم.
هوش مصنوعی: با جسارت کردن و طلب عذر خواهی، طاقت فردی را میسوزاند و صبرش را آزمایش میکند.
هوش مصنوعی: در کینهورزی، دشت خشک و بیمحبت است، اما در مهربانی، باغی پربار و دلپذیر وجود دارد.
هوش مصنوعی: زلفهای مشکی و پرتاب، چهرهای مثل تابش طلایی پوست را میپوشاند.
هوش مصنوعی: در این بیت به نظر میرسد که با وجود ستایش و تمجید از مجنون، در واقع به انتقاد از لیلی پرداخته میشود. به عبارت دیگر، در این دعوا و نزاع، لیلی مورد سرزنش قرار میگیرد و مجنون به نحوی مورد تحسین واقع میشود. به طور کلی، به نوعی تضاد و تقابل در احساسات و دیدگاهها اشاره شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای خوشتر از جان، آخر کجایی؟
کی روی خوبت با ما نمایی؟
بیتو چنانم کز جان به جانم
هر سو دوانم، آخر کجایی؟
بیمار خود را میپرس گه گه
[...]
حدی نداری در خوش لقایی
مثلی نداری در جان فزایی
بر وعده تو بر نجده تو
که م دوش گفتی هی تو کجایی
کردم کرانه ز اهل زمانه
[...]
افتاده بازم در سر هوائی
دل باز دارد میلی به جایی
او شهریاری من خاکساری
او پادشاهی من بینوائی
بالا بلندی گیسو کمندی
[...]
افتاده بازم در سر هوائی
دل باز دارد میلی بجائی
دل بازکردست فکر قبائی
باصوف دارد روی صفائی
ارمک امیری صوفک نقیری
[...]
از سبزه بر گل خط می فزایی
دل می فریبی جان می ربایی
هر دم چه آیی از دیده در دل
خود را به مردم تا کی نمایی
شد عمرم آخر در جست و جویت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.