گنجور

سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۵۰

 

چو شعر حکیمانه گفتم تراتو جود کریمانه با من بکن
ازیرا که بر ما پس مرگ مانماند همی جز سخا و سخن


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید (گزیدهٔ ناقص) » قصیدهٔ شمارهٔ ۵۳ - در مدح خواجه احمد بن حسن میمندی وزیر

 

نگار من آن لعبت سیمتنمه خلخ و آفتاب ختن
برون آمد از خیمه و از دو زلفبنفشه پریشیده بر نسترن
تماشاکنان گرد خیمه بگشتچو سروی چمان بر کنار چمن
ز سر تا به بن زلف او پر گرهز بن تا به سر جعد او پر شکن
همی‌داد بینندگان را درودز دو رخ گل و از دو عارض سمن
کمر خواست […]


متن کامل شعر را ببینید ...

فرخی سیستانی
 

ملک‌الشعرای بهار » قصاید » شمارهٔ ۱۸۵ - فتح دهلی

 

دو چیز است شایسته نزدیک من
رفیق جوان و رحیق کهن
رفیق جوان غم زداید ز دل
رحیق کهن روح بخشد به‌ تن
رفیقی به شایستگی مشتهر
رحیقی به بایستگی ممتحن
جوانی نه بر دامنش گرد ننگ
شرابی نه در صافیش درد دن
نهاده بطی باده در پیش روی
کشیده یکی مرغ بر بابزن
بخور باده اکنون که گشت سپهر
نزاید جز از انقلاب و فتن
بخوان […]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

عنصری » قصاید » شمارهٔ ۵۰

 

همیشه سر زلف آن سیمتن
گره بر گره یا شکن بر شکن
بپیچد همی چون من از عشق او
گره بر بنفشه شکن بر سمن
بشب ماند آن زلف و هرگز که دید
شب قیر گون روز را پیر من
چمیده یکی سرو شد در سرای
مر او را دل مهربانان چمن
شدم فتنه بر غمزگانش بلی
شود فتنه مردم چو بیند فتن
ز […]


متن کامل شعر را ببینید ...

عنصری
 

عنصری » قصاید » شمارهٔ ۵۶ - در مدح امیر نصر بن ناصرالدین سبکتگین

 

گل نوشکفته است و سرو روان
برآمیخته مهر او با روان
خرد چهر او برنگارد بدل
که دل مهر او باز بندد بجان
اگر بنگری سوی رخسار او
بروید بچشم اندرت ارغوان
بمن گر بانگشت اشارت کنی
ز ناخنت بیرون دمد زعفران
به از شکّرش لفظ شکّرشکن
به از عنبرش زلف عنبر فشان
اگر نام پیچیده زلفش بری
پر از مشک یابی تو کام و دهان
وگر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

عنصری