گنجور

سعدی » مواعظ » قطعات » شمارهٔ ۱۳۴

 

خداوند کشور خطا می‌کندشب و روز ضایع به خمر و خمار
جهانبانی و تخت کیخسرویمقامی بزرگست کوچک مدار
که گر پای طفلی برآید به سنگخدای از تو پرسد به روز شمار


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی
 

رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۵۶ - در مدح ابوالطیب طاهر مصعبی

 

مرا جود او تازه دارد همیمگر جودش ابر است و من کشتزار
«مگر» یک سو افکن، که خود هم چنینبیندیش و دیدهٔ خرد برگمار
ابا برق و با جستن صاعقهابا غلغل رعد در کوهسار
نه ماه سیامی، نه ماه فلککه اینت غلام است و آن پیشکار
نه چون پور میر خراسان، که اوعطا را نشسته بود کردگار


متن کامل شعر را ببینید ...

رودکی
 

ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۱

 

برآمد سپاه بخار از بحارسوارانش پر در کرده کنار
رخ سبز صحرا بخندید خوشچو بر وی سیاه ابر بگریست زار
گل سرخ بر سر نهاد و ببستعقیقین کلاه و پرندین ازار
بدرید بر تن سلب مشک بیدزجور زمستان به پیش بهار
به بازوی پر خون درون بید سرخبزد دشنه زین غم هزاران هزار
ز بس سرد گفتارهای شمالبریده شد از […]


متن کامل شعر را ببینید ...

ناصرخسرو
 

انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۲

 

سلام علیک ای جفا پیشه یارکجایی و چون داری احوال کار
اگر بخت با من مخالف شدستتو با وی موافق مشو زینهار
چه گویم مرا با غم تو خوشستکه جز غم ندارم ز تو یادگار
خطایی که کردم به من برمگیرجفایی که کردم ز من درگذار
جواب سلام رهی باز دهسلام علیک ای جفاپیشه یار


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری
 

سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۵۱

 

بعشق ای پسر جان و دل زنده دار
دل و جان بی عشق ناید بکار
بدو درفگن خویشتن را بسوز
بچوبی براو آتشی زنده دار
از آن پیش کآهنگ رفتن کند
ز قاف جسد جان سیمرغ سار
اگر صید عنقای عشق آمدی
شود جان تو باز دولت شکار
توقف روا نیست، در پای عشق
فدا کن سرای خواجه گردن مخار
اگر اختیاری بدستت دهند
بجز عشق […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سیف فرغانی
 

رشیدالدین وطواط » قصاید » شمارهٔ ۹۵ - در مدح اتسز

 

زهی! خطهٔ ملک‌ را شهریار
خهی! از تو بنیاد دین استوار
چو تن را بجان و چو جان را بعلم
بجاه تو اسلام را افتخار
نه در بیضهٔ حشمت تو خلل
نه در صفحهٔ دولت تو غبار
جهان همچو اطفال را مادران
بپرورده ملک ترا در کنار
فلک بر مراد تو گشته روان
زمین بر رضای تو […]


متن کامل شعر را ببینید ...

رشیدالدین وطواط
 

رشیدالدین وطواط » قصاید » شمارهٔ ۹۶ - رد العجز الی الصدر در مدح اتسز

 

قرار از دل من ربود آن نگار
بدان عنبرین طرهٔ بی قرار
نگارست رخسارهٔ من ربود آن نگار
ز هجران رخسارهٔ آن نگار
کنار من از دوست تا شد تهی
مرا پر شد از خون دیده کنار
خمارست در سر مرایی قیاس
در اندوه آن نرگس پر خمار
شمار غم او ندانم ، از آنک
غم او […]


متن کامل شعر را ببینید ...

رشیدالدین وطواط
 

رشیدالدین وطواط » قصاید » شمارهٔ ۹۹ - نیز در مدح اتسز خوارزمشاه

 

همه کار گیتی بود برقرار
چو با دین و دانش بود شهریار
بعدلست هر سلطنت را ثبات
بعلمست هر مملکت را مدار
جهان را بعدل و هدی را بعلم
بود حسن حال و بود نظم کار
هر آن کس که در دست فرمان او
زمام خلایق دهد کردگار
همان به که کوشد بنام نکو
که آن ماند از خسروان یادگار
سزد […]


متن کامل شعر را ببینید ...

رشیدالدین وطواط
 

عنصری » قصاید » شمارهٔ ۲۵ - در مدح یمین الدوله سلطان محمود غزنوی

 

به از عید نشناسم از روزگار
نه از مدح خسرو به آموزگار
خداوند عالم کزو وقت ما
همه ساله عیدست لیل ونهار
یمین و امین اختر یمن و امن
که یمنش یمین است و امنش یسار
یمینی که دولت بدو کارگر
امینی که ملّت بدو استوار
ازین بیشتر بود گوش ملوک
سوی شاعران معانی گزار
که تا هر چه گویند ما آن کنیم
که ماند ز […]


متن کامل شعر را ببینید ...

عنصری
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۶۰۳

 

فراموش کردم بلاد و دیار
که برگشت‌ بخت و بیفتاد کار
گرفتار گشتم به دامِ بلا
چه دامی بلایی سیه تاب‌دار
کمندش لقب باشد و زلف نام
خطِ استوا بر پسِ پشتِ یار
به مارِ سیاهش تشّبه کنند
اگر چه گزاینده نَبوَد چو مار
به شب نیز هم انتسابش کنند
ولیکن شبی دل گرفته‌ست و تار
نمی‌گویم از خال و لب کز شکر
برآورده از […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری
 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۵۷۰

 

بیاید بر آن دیده بگریست زار
که محروم ماند ز دیدار یار
نه اشک است آن در یکدانه آه
که از گریه باز آیدم در کنار
نه آن برگ گل نیز کز نازکی
کشم دامنش چون صبا بو گذار
بر آن پای داریم سر تا که هست
همین است بس دولت پایدار
به خاک ار برم مهر ابروی دوست
بر آریده طاقیم پیشه مزار
محب […]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی